eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
349 دنبال‌کننده
304 عکس
154 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
درود بله دیشب بهم گفتی اد کردم😊 بوص به همتون😘😘
الان پارت میدم بهتون😊
لف ندید خواهشاً! خب سرما خوردم حالم خوب نیست میفهمید؟؟ نمیتونم زیاد براتون فعالیت کنم خب. صد دفعه هم بهتون گفتم فقط شماها و این چنل نیستید کار و زندگی دارم بخدا گرفتاری و مشکل پیش میاد خب. تا یکم فعالیت نمیکنم تند تند لف میدین😢 بسه دیگه این مسخره بازی هاتون رو تمومش کنید، حالا یه بار لف میدید دوبار لف میدید میتونم تحمل کنم ولی دیگه این لف هاتون زیادی شده هی آمار چنلم میارین پایین. خواهش میکنم یکم درک کنید، ببخشید ولی یکم شعورتون برسه که مالک کار و زندگی داره گرفتاری داره مشکل داره زیاد نمیتونه بیاد فعالیت کنه! بجای اینکه پشتم باشین حمایتم کنید آمار چنلم رو مث چنل قبلیم کنید حتی بیشتر ولی هی لف میدید و منو ناراحت میکنید.🥺
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟒 ح: امروز رو خدا رحم کنه دیگه زیادی حساب کتاب باید بکنم😂😭 مطمئنم برم خونه عین جنازه میوفتم و دیگه تا صبح هوش نمیام. س: رفتم ظرفارو و شستم خودمو سرگرم میکردم که از این فکر و خیال و استرس در بیام فکر نکنم بهشون. ولی بازم ته دلم یه استرسی داشتم که حتما امروز یا فردا یه اتفاقی میوفته حتما. خدا کنه همه استرسام الکی باشه و اتفاقی نیوفته برامون. ح: با خستگی از شرکت زدم بیرون. نشستم تو ماشین و فقط گاز میدادم که زود برسم خونه بپرم رو تخت. س: حامی هم نیومد چرا؟؟ همیشه سر ساعت 12 خونه بود که. نکنه..... نه نه اتفاقی نیومده اصلا! انقد قضیه پیش اومد یادم رفت با حامی راجب رضایت دادن که امین بیاد برو صحبت کنم باهاش. صدای زنگ آیفون اومد... حتما حامیه. ... سلاااام چطوری؟ ح: سلام مرسی من خیلییی خستم تو چطوری عزیزم؟؟؟؟ س: منم خوبم، میگما چیزه حامی می‌خوام راجب یچی باهات صحبت کنم. ح: نکنه باز راجب پریاس؟😒 س: نه نه راجب اون نیست... خب ولش کن الان خسته ای برو بخواب بعدا که بیدار شدی بهت میگم. ح: نه بزار الان لباسام رو عوض میکنم بیام ببینم چی میخوای بگی؟! س: باشه برو. (خدا کنه شر به پا نکنه فقط. این روزا اصلا اعصاب و روانش بهم ریخته نمیشه رو کلمه باهاش حرف زد اصلا.) ح: .......خب بگو ببینم چی میخواستی بگی؟ س:قول میدی عصبی نشی حامی؟!!! ح: بستگی داره چی باشه حالا تو بگو ببینم راجب چی میخوای صحبت کنی باهام. س: میگم که امین دیگه خیلی وقته تو زندانه پوسید دیگه، دیگه باید آدم شده باشه بریم رضایت بدیم بیاد بیرون😁 ح: جاااان؟؟ چیشد؟!!!! س: حامی توروخدا عصبی نشو دیگه. ح: عزیزم خوبی تو؟ سرت به جایی خورده؟؟ س: نه حالم خوبه حامی خب بسشع دیگه بریم رضایت بدیم بیاد بیرون. ح: نه این ذاتش خرابه بیاد بیرون بیچارمون می‌کنه سپیده. س: نه نمیکنه می‌دونه اگه یه دفعه دیگه دست از پا خطا کنه باز دوباره جاش تو زندانه دیگه. پوسید اون تو رضایت بدیم بیاد بیرون آلما هم خوشحال بشه ! ح: ..... چی بگم بخدا؟؟؟ س: هیچی فقط بریم رضایت بدیم بیاد بیرون برگرده پیش خواهرش. ح: اوکی دیگه چیکار میتونم بکنم خب؟ بزار ببینم کِی وقت میکنم برم اونجا. صدای زنگ آیفون بلند شد! س: کی می‌تونه باشه لنگ ظهر؟؟؟ نکنه پارسـ..ـاس؟ ح: نه بابا پارسا دیگه جرعت می‌کنه پاشو بزار اینورا! شاید مامان یا بابات باشن. س: باش بزار برم ببینم کیه؟ ح: اوکی برو. س: ............ حاااامی؟؟ میگه غذا برامون آورده، کی غذا سفارش دادیم خودمون خبر نداریم ؟؟😳 ح: نمیدونم شاید... اشتباهی آورده باشن یکی آدرس اشتباهی داده باشه بهش. س: باشه بزار برم پایین بهش بگم. ح: منم باهات میام نترسی استرس نگیری.
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟒 ح: امروز رو خدا رحم کنه دیگه زیادی حساب کتاب باید بکنم😂😭 مطمئنم برم خونه عین جنازه میوفتم و
سپیده خ.ر شدیی ؟ خنگ بازی درنیار بابا بخدا من جات بودم هزار سال میذاشتم بپوسه خب آشغال 😒 نازی خانوم فهمیدم میخوای چیکار کنی میدونستی واقعی اتفاق افتاده ؟ تروخداا اینجوری نکننن😭🙌
یاااا خدااا بابا لف ندید، میفهمید حالم خوب نیست یعنی چییی؟؟ اَهههه خستم کردید دیگه خب سرما خودم نمیتونم زیاد فعالیت کنم و پارت بدم اینو درک کنید دیگه😐😐