𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
بابا انقد لف ندیددذددد
چون خیلی ساعته که پارت ندادی
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
چون خیلی ساعته که پارت ندادی
بعضیا ماهی یکبار پارت میدن خب باید فکر کنه تا بتونه پارت بدهه
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
بعضیا ماهی یکبار پارت میدن خب باید فکر کنه تا بتونه پارت بدهه
نه دیگه ماهی یدونه نیس
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
بعضیا ماهی یکبار پارت میدن خب باید فکر کنه تا بتونه پارت بدهه
خب لینکشونو بفرست ببینم
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟗
یه بوسه کوتاه رو لبـ..ـش کاشتم.
خب ... حالا راضی شدی؟😂
ح: آره ولی کوتاه بود😁
س: ببین دیگه پرو نشو هااا.
ح: باشه بابا میگما گشنمه اینجا چیزی نداره بخوریم؟؟
س: ......... نه چیزی نداره.
هنوز تا ظهر مونده که ناهار بدن.
ح: ای بابا من الان چیکار کنم؟
س: میخوای برم خونه برات سوپ درست کنم بیارم عزیزم؟!!
ح: نه چه کاریه این همه بری و بیای.
حالا تا ظهر صبر میکنم دیگه.
س: مطمئنی میتونی صبر کنی؟؟
اگه خیلی گشنته برم خونه سوپ درست کنم بیارم برات.
ح: نه بشین، میتونم تحمل کنم.
س: باشه... من برم یه زنگ به آلما بزنم خیلی وقته نه دیدمش و نه بهش زنگ زدم.
ح: باشه عزیزم برو.
س: گوشیمو برداشتم و رفتم بیرون.
شماره آلما رو گرفتم...
آ: الو؟ سلااام سپیده چطورییی؟😍
س: سلااااام عزیزم خوشگلم مرسی تو چطوری؟
آ: خوبم مرسی، جانم؟!
س: هیچی گفتم خیلی وقته نه دیدمت نه بهت زنگ زدم دلم برات تنگ شد.
آ: وااییی منم بدجوری درگیر کافه بودم نتونسم بهت زنگ بزنم.
چخبر چیکار میکنی حامی چطوره؟
س: اممم... ما بیمارستانیم الان.
آ: بیمارستان چرا؟؟ چیشدههه؟!!!!
س: داستانش مفصله میگم بعدا.
آ: باشه نگران شدم😔
س: عااا آلما یکار میتونی انجام بدی؟
آ: ..... جانم چیکار کنم سپیده؟!!
س: حامی گشنشه تا ظهرم هنوز خیلییی مونده، از اینجا تا خونه هم راه دوره وگرنه میرفتم براش سوپ درست میکردم میاوردم.
تو میتونی سوپ درست کنی بیاری به این بیمارستانی که آدرسشو بهت میدم؟
آ: اوکیه درست میکنم آدرس رو برام بفرست.
س: باشه مرسی دستت درد نکنه.
آ: خواهش میکنم 😊
س: باشه من برم دیگه خدافظ👋🏻
آ: خدافظ عزیزم👋🏻
ح: چقدر طولش دادی چقدر حرف میزدین؟
س: مگه چقدر طول کشید؟؟؟
زیاد حرف نزدیم که😐
به آلما گفتم برات سوپ درست کنه بیاره.
تا ظهر ضعف میکنی حالت بد میشه.
ح: باشه مرسی... یچی بگم؟
همین الان به ذهنم رسید!
س: جانم چی؟
ح: یه عروسی نگیریم؟☺️
س: تو این وضعیت عروسی بگیریم؟؟