eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
341 دنبال‌کننده
339 عکس
173 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ببخشید زود گذاشتم. تایم به فداش و فدای شما قشنگا.
توروخدا دیگه لف ندید😭
درود صبح زیباتون بخیر البته صبح من زیبا نیست با این لف هایی که دیدم😐😐
پارت بعد از تب ادمینی
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗𝟏 س:خواهرش عاشق حامی بوده ولی نتونسته هیچوقت به حامی بگه، یه روز هم اتفاقی من و حامی رو تو پاساژ دیده. بعدم رفته خودکشی کرده ولی نا موفق بوده، پارسا برادرش هم می‌فهمه می‌ره به حامی میگه. ح: منم قبول نمیکنم که با خواهرش باشم اونم میوفته سر دنده لج و دیگه ..... آ: عاااا چقدر بد😳😔 س: آره خیلییی تازه یه شب داداشش به من چاقو زد یکی به پام یکی هم به پهلوم. آ: عیوااایی سپیده چرا بهم خبر ندادی خب؟ س: والا یادم رفت به مامان بابای خودمم چیزی نگفتم اصلا‌. چه بلاهایی سرمون اومده بخدا به هرکی بگیم باورش نمیشه فکر می‌کنه داریم خالی میبندیم😒 آ: چی بگم والا؟ من خودمم شوک شدم. س: امممم... راستی آلما می‌خواسم یچی بهت بگم عزیزم☺️ آ: چی سپیده بگو! س: من و حامی تصمیم گرفتیم بریم رضایت بدیم امین آزاد بشه. آ: چییی؟؟ جدی میگی سپیده؟!!! س: آره بخدا راست میگم. مگه نه حامی؟ ح: .... آره آره(😒) آ: خیلی ممنونم اتفاقا دلم خیلی براش تنگ شده بود این چند روزه کار داشتم نتونسم برم ملاقتش ببینمش. س: خب حالا آزاد میشه میاد ور دل خودت دیگه یه دل سیر نگاهش کن😂😊 آ: حیحی😁 بازم مرسی. خب.‌.... من دیگه برم کار دارم با اجازه. س: باشه آلما جون برو بسلامت. آ: آقا حامی بهتر باشی خدافظ👋🏻 ح: ممنون خدافظ👋🏻 س: ........ خب بیا سوپت رو بخور. .... چقدرم زیاد درست کرده. ح: هوممم باهم میخوریم بیا. س: .... بهبه 😋 بفرما این برای شما‌. ح: زود بخوریم ظرفاش رو بشوریم قایم کنیم برامون ناهار آورده فکر نکنن از قبل خوردیم. دوبار ناهار میخوریم. س: عیوااایی حاامییی😂😂 آخه تو چرا انقد شکمویی پسرم؟ ح: باید زرنگ باشیم دیگه. س: نکشیمون زرنگگگگ. ح: .... میگم راستی من کی مرخص میشم؟ می‌خوام برم خونه خودم. س: من دکتر نیستم بخدا، دکترت بیاد معاینت کنه وضعیتت اوکی بود مرخصت می‌کنه دیگه. ح: خب.... الان وضعیتم اوکیه خودم میدونم. س: دکتر حامی صالحی چند سال تجربه داری شما هاااا؟😂😒 ح: امممم....🙄 س: بخور بخور سوپت رو بخور 😃