لف ندید خوشگلام الان تب ادمینیه، منم دارم میرم کلاس زبان برگشتم فعالیت میکنم و پارت میدم.
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎𝟕
آقای دکتر همسرم کِی مرخص میشه؟
د: سِرمشون که تموم شد میتونید ببریدشون.
ح:آها مرسی مچکرم☺️
رفتم تو اتاق پیش سپیده.
......
کارای ترخیصش رو انجام دادم.
کمکش کردم مانتوش رو بپوشه.
خب... بریم دیگه عزیزم.
س: ......... باشه بریم دیگه.
ح: دستتو بده من کمکت کنم عشقم.
س: نمیخواد... خودم میام حامی.
ح: .... باشه مواظب باش فقط.
س: با حامی رفتیم بیرون، کمکم کرد توی ماشین بشینم.
اون صحنه که دیدم یه لحظه هم از جلو چشام نمیره، خیلییی بد بود!
ولی خب چاره ای نیست دیگه مجبورم بخاطر بچه ها بهش فکر نکنم.
ح: .... عشقم حالت خوبه بهتری؟
س: آره... خوبم عزیزم چیزیم نیست.
ح: میگم که دیگه به اون صحنه ای که دیدی فکر نکنیاااا خب؟؟؟؟
فراموش کن از ذهنت پاکش کن.
س: .... سعیمو میکنم حامی.
ح: سعیمو میکنم چیه دیگه؟!!
باید بتونی اگه قرار باشه همش به اون صحنه ای که دیدی فکر کنی خودت و بچه هارو داغون میکنی بخدا.
س: چیکار کنم خب؟!! بخدا همش اون صحنه میاد جلوی چشمم.
ولی بخاطر بچه ها چاره ای ندارم دیگه سعی میکنم فراموش کنم دیگه بهش فکر نکنم.
ح: اومدیم خونه سپیده بردم تو اتاق و روی تخت نشوندمش.
س: بلند نشیا خب؟ لباساتو عوض کن بگیر بخواب استراحت کن.
دکتر گفت استراحت برات خوبه.
من خودم غذا یچی درست میکنم.
س: لباسامو عوض کردم... روی تخت دراز کشیدم.
حواسمو پرت کردم و به دوقلو ها فکر کردم تا به پارسا فکر نکنم.
چشام گرم شد و غرق خواب شدم.
ح: لباسامو عوض کردم... تصمیم گرفتم خورشت قیمه درست کنم.
سیب زمینی هارو خورد کردم و سرخ کردم.
چند باری هم وسط آشپزی به سپیده سر زدم.
الهی بگردم! پارسا تو مرُدت هم دردسره برای ما..... بخیر گذشت.
آخه اونجا جای خودشکی بود احمق؟
خدا لعنتت کنه ایشالا اَههه.
رفتم سپیده رو بیدار کنم برای ناهار.
اهممم همممم سپیده؟
خانومی بیدار نمیشی ناهار آمادس.
سپیده جونم؟ عشقم پاشو ببینم.
س: .... عومم؟!!
ح: پاشو بریم ناهار بخوریم عزیزم.
س: چقدر خوابیدم من؟
ح: زیاد خوابیدی😂پاشو ببینم.
خورشت قیمه درست کردم بریم باهم بخوریم.