𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏𝟐
#صبح
ح: سپیده بیدار نشد... همیشه خیلی زودتر از من بیدار میشد منو صدا میزد.
شاید خیلیی خسته بوده دیگه.
آروم از کنارش بلند شدم و رفتم بیرون.
دست و صورتم رو شستم و صبحونه رو آمادع کردم.
خودم چندتا لقمه ازش خوردم و رفتم لباسام رو پوشیدم و از خونه زدم بیرون.
خب... بریم که کارمون رو شروع کنیم مث همیشه عادی.
س: کش و قوسی به بدنم دادم و بلند شدم.
حامی نبود... خیلی خوابیدم زودتر از من بیدار شده بود دیگه.
میز صبحونه هم برام چیده بود.
دست و صورتم رو شستم و رفتم نشستم سر میز....
یه چند لقمه نوتلا خوردم.
رفتم تخم مرغ بخورم که از بوش حالم بد شد.
حالت تهوع گرفتم و سریع به طرف دستشویی رفتم.
آهخخخ خدا رحم کنه تا کِی باید همینجوری ویار داشته باشم؟
دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون.
بهتره تخم مرغ نخورم.
بجاش چند تا لقمه مربای آلبالو خوردم.
نشستم پای تلویزیون....
نمیدونم چرا یهویی لواشک و ترشی دلم خواست😋
ووویییی دهنم آب افتاد🤤
سریع گوشیمو برداشتم و شماره حامی رو گرفتم.....
ح: ..الو سلام عشقم خوبی؟
س: سلام حامی مرسی تو چطوری؟
ح: مرسی خوشگلم.
س: چیکار میکنی عزیزم؟
ح: هیچی تازه سرم خلوت شده جانم کاری داشتی زنگ زدی؟؟
س: حامی دلم لواشک و ترشی خواست🥺
ح: لواشک و ترشییی؟؟😂😂
س: آره یهویی هوس کردم😊
ح: باشه کارم تموم شد سر راه میگیرم برات.
س: باشه زیاد بگیریاااا حاامیی باجه؟🥺
ح: باجه عزیزم من برم دیگه کاری نداری؟
س: نه برو خدافظ.
ح: خدافظ عشقم.
س: آخجونننن لواشک و ترشی برام میگیره.
اومممم😋😋
ایشالا زود کارش تموم بشه بیاد برام بگیره خیلییی دلم میخوااااددد.
#ظهر
ح: کارم که تموم شد سر راه کلی لواشک و ترشی برای سپیده گرفتم و اومدم خونه.
... سلااااام من اومدمممم.
س: سلاااام عشقم خسته نباشی☺️
ح: مرسی قشنگم بیا کلی لواشک و ترشی گرفتم برات بخور کیف کن😂
س: مرسیییی😍
لباسات عوض کن بیا شربت برات بریزم.
هدایت شده از 🩶𝐞𝐧𝐝𝐥𝐞𝐬𝐬 𝐥𝐨𝐯𝐞
بریم ادامه ی ناشناس؟💆🏻♀️✨️🤏🏿
بیاید حرف بزنیم:)
(همسایه چنلت رو چک نکردم بد موقع بود بپاک)
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#reels
Aliztori, Afshartik, Manix
https://eitaa.com/Dollux