𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏𝟑
ح:لباسام رو عوض کردم و سپیده برام شربت ریخت.
آخیششش😋جیگرم حال اومد.
س: نوش جونت عزیزم.
بهبه این لواشکا چقدر خوشمزس🤤
ح: عشقم حالا همشو تموم نکنیاااا!
گرونه بخدااا😅
س: عهههه اذیتم نکن دیگه خیلیی خوش مزس واااییی😋
ح: یجوری میخوری آدم هوس میکنه به منم بده خب نامرد😂
س: .... بیا یکمش مال تو بقیش مال خودمه.
ح: مرسی دستت درد نکنه.
س: ترشی هم بخورممممم.
ح: بخدا فشارت میوفته الان لواشک خوردی.
س: نه نه ترشی میخوام بخورم🥺
واااییی چقدر ترشهههه بهبه😍🥴
ح: فشارت میوفته صلوات😂📿
س: نترس نمیوفته.....
حامی میشه بریم کباب بخوریم؟
خیلی وقته کباب نخوردم هوس کردم.
ح:آخخخ آخخخ ویارا شروع شد کم کم😂🤦🏻♀
چشم چشم میریم کباب میخوریم.
س: این ترشیه خیلییی خوبه بیا توعم بخور حامی.
ح: نه عزیزم تو بخور من الان لواشک خوردم میترسم فشارم بیوفته.
س: ای بابا نترس چیزیت نمیشه😒
ح: خب لواشک و ترشی بسه بقیش بمونه برای بعدا... پاشو برو آماده شو بریم کباب بخوریم.
س: آخجوننن باشه الان میرممم.
ح: بدووو بچهههه سریع آماده شیااا.
س: تند تند لباسام رو پوشیدم و اومدم بیرون.
خب من حاضرم... توعم برو حاضر شو دیگهعع.
ح: چقدر زود آماده شدی آرایش نمیخواستی بکنی؟😂
س: نه نه زود آماده شو بریم که خیلیی گشنمه حااامییی.
ح: عیوااایی🤦🏻♀ چشم چشم رفتم.
س: نمیدونم چِم شده بود انقد ویار داشتم من خدا صبر حامی بده😂😂
ح: ...... خب بریم بچه؟
س: برییمممم پسرممم🥺
ح: سپیده رو بردم یجایی بهش کباب بدم... بیچاره دست خودش نبود که ویار داشت دیگه چیکار میشه کرد؟؟
خوش مزس عزیزم؟
س: هوممم☺️ بهبه😋
ح: بخور بخور نوش جونت، بخور بچه هامون قوی بشن.😂
س: .......... آخیشش سیر شدم.
ح: سیر شدی عشقم؟ بریم دیگه؟
س: اوهوم بریم.
ح:باش من برم حساب کنم بیام.
حساب کردم و از رستوران زدیم بیرون.
س: تو راه، تو یه میوه فروشی آلوچه و آلبالو دیدم.... دلم خواست🥺
حااامییی جونممم؟؟
ح: جونم عزیزم چیشدع؟!؟؟
س: اونجارو ببین میوه فروشیه، آلوچه و آلبالو داره من میخوااام.
ح: عزیزم چرا انقد ویار میکنی تو؟😭😂
س: خب چیکار کنم دست خودم نیست!
منکه نخواستم بچه هات هوس کردن دلشون میخواد خب.
ح:از دست این بچه ها، باش الان میرم میگیرم تو همینجا بشین تو ماشین.