𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
#عمل به قول توکه نمیخوای این فیلم از کنسرت حامیم که داره مرور رو میخونه از دست بدی؟🥺 آیییی خدااااا
انقد لف میدید مجبورم هی آمار عمل به قول رو تغییر بدم😐😐
توروخدا لف ندید من الان میخوام برم بیرون نیستم خونه، برگشتم فعالیت میکنم و پارت میدم راه بیاید لطفا درک کنید که مالک همش نمیتونه براتون فعالیت کنه باشه؟؟😊😊🥺
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
درود مجدد من برگشتمم😊
درود ۴ تا پارتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت بده
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
درود ۴ تا پارتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت بده
۴تا چخبره؟؟؟ فعلا یکی دارم مینویسم همونو بخونید بقیش خدا بزرگه😂😭
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
امروز باید ۶ تا پارت بدی
چون خیلی دلمون پارت میخواد
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏𝟔
آ: آخه چجوری خودمو کنترل کنممم؟؟
بخدا باید ببینیش روش کراش میزنیییی.
س: عاااا خاک به سرمم😱🤦🏻♀ من خودم شوهر دارم دوتا بچه تو راه دارم زشته رو یکی دیگه کراش بزنم.
آ: اسکل منظورم اینه محو دیدنش میشی هوففف😒😮💨
س: والا هیچکس بجز حامی به چشمام نمیاد محو تماشای اونم.
آ: کشتی مارو با این شوهرت😂
س: والا اون پسری که تو میگی فکععع نکنم جذابیت و خوشگلیش به پای حامی برسه!
والا بخدا😏
آ: استغفرالله خیلییی دارم جلو خودمو میگیرم فحشت ندم سپیده😂
س: نه نده بچه هام میشنون یاد میگیرن بد آموزی داره🤣🤣
آ: هرهر بانمککک، اممم... چیزه چندتا مشتری برام اومد من برم دیگه عزیزم خدافظ.
س: باشه خوشگلم برو خدافظ.
از اتاق اومدم بیرون دیدم حامی بیدار شده.
عههه عزیزم بیدار شدی؟ الان چایی میارم☺️
ح: مرسی فقط.... آلما بود انقد بلند بلند صحبت میکردی و میخندیدی؟؟
س: عیوااایی بیدارت کردم عشقم؟؟
ح: نه نه بیدار شدم خودم صداتون هم شنیدم.
س: آها آره داشتیم حرف میزدیم باهم😁
ح: آها حالا چی میگفتین تو انقد از ما تعریف کردی هندونه زیر بغلمون دادی؟!!
س: ههه🤣🤣 بزار برم چایی بریزم الان میام میگم چیشده.
..... خب بفرمایید اینم چایی.
ح: مرسی... حالا بگو ببینم چیشدع قضیه چیه؟؟
س: عرضم به حضورتون که.... آلما خانوم عاشق شده رو یکی کراش زده.
ح: جاااان؟؟ حالا رو کی کراش داره؟
س: امروز امین با یکی از دوستاش اومده بود کافه آلما، آلما گفت عاشق دوستش شدم.
ح: عیواااییی🤣🤣
نکنه پسره هم از اون خوشش اومده؟
س: نمیدونم نگفت چیزی.
انقد از پسره تعریف کرد خوشگل بوده جذاب بوده اسمش رهامه.
ح: خب پس انقد ازش تعریف کرده شماهم نخواستی کم بیاری گفتی شوهر ما جذاب تر و خوشگل تره دیگه آره؟😏
س: بله حالا تعریف کردم ازت پرو نشو دیگه😒چاییتو بخور سرد نشه.
.....................................
آ: کارم تموم شد و اومدم خونه.
واااییی خدااا کاش میشد یه بار دیگه پسره رو ببینم! خیلی جذاب و خوشگل بوددد😍
صدای زنگ آیفون اومد امین بود.
ا: .... سلام آلما.
آ: سلام داداش خسته نباشی کارا تموم شد؟
ا: مرسی... آره تموم شد خداروشکر.
عااااا میخوام یچی بهت بگم فقط نمیدونم واکنشت چیه خواهرم؟🤨
آ: خب بگو تا یه واکنشی نشون بدم چی میخوای بگی امین؟؟
ا: این دوستم رهام بود امروز باهم اومدیم کافه خب.... عاشق تو شده!
بهم گفت، فردا شب قراره بیاد خواستگاریت.
آ:( چیشدددد؟؟؟؟ مات و مبهوت به امین نگاه میکردم نمیدونسم چی باید بگم؟)
ا: هوییی؟؟؟ چرا خشکت زده دختر؟
آ: آخه... خب.... شوکه شدم!
ا: هوممم حقم داری اولین باره برات خواستگار میاد خب.
آره دیگه گفتم در جریان باشی، الانم با رهام میخوام برم بیرون شب میام خونه.
آ: بـ..ـاشه برو راحـ..ـت باش.
...... به محض اینکه امیر رفت جیغ بلندی از خوشحالی کشیدم.
وااایی اونم عاشق منه؟!!!!
خدایا باورم نمیشههههه.