خدا شاهده همینجوری لف بدید چنل رو پایان میزنمااا! شوخی ندارم جدی دارم میگم.
بسه دیگه خستم کردین با این لف های الکی و بی دلیلتون.
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟕𝟕
رهام: دکتر اومد و گفت آلما میتونه مرخص بشه.
کارای ترخیصش رو انجام دادم.
سپیده و رها کمکش کردن لباساش رو بپوشه.
بچه رو بغل کردم...... سپیده و رها کمکش کردن که بشینه توی ماشین.
بچه رو دادم بغل آلما.
س: خب دیگه ما بریم😊
رهام: باشه... نمیاید بریم خونه؟
ح: نه دیگه شما برید آلما هم استراحت کنه.
آ: خب تعارف نکنید بیاید.
س: نه خوشگلم تو برو استراحت کن ما دیگه بریم. بچه ها هم دارن اذیت میکنن.
ح: بچه هارو گذاشتم توی ماشین و رفتیم خونه.
س: حااااامییییی؟؟؟
بیا ماهان خودشو کثیف کرد.
ح: عزیزم خب خودت پوشکش رو عوض کن.
س: نمیبینی ماهلین بغلمه؟
بزارمش زمین گریه میکنه.
ح: هوففف😤اوکی اومدم.
س: هوفف نداره بیا ببینم عههه.
شیرشم بده آروغشم بگیر.
ح: دیگه چی؟ امر دیگه ملکه؟😐
س: وااااع😒حااامییی؟؟
مثلا بابای بچه ها هستیاااا.
ح: هه😂شوخی میکنم بابا جدی نگیر.
اوخوودااا قربون پسرم بشم من.
............. خب حالا پوشکش رو پاش کنم.
.... اَیییییییی😖🤮🤢
س: عههه چیشدددد؟؟؟
ح: چیشد؟ خودت دیدی گل پسرت چیکار کرد.
س: وااایی حاامییی😂🤭
ح: نخندددد شاشـ..ـیده تو صورتم میخندی؟
س: خب چیکار کنه؟ اون که سرش نمیشه.
برو دست و صورتت رو بشور عزیزم.
ح: فقط دست و صورت؟؟
لباس بیار برام سپیده.
س: باشه باشه برو لباس میارم برات.
ماهلین رو گذاشتم توی تخت.
پوشک ماهان رو بستم و رفتم از اتاق مشترکمون برای حامی لباس ببرم.
.......... عزیزم بگیر.
ح:مرسی. اوففف😤
س: غر نزن حالا.
سرت رو خشک کن سرما نخوری.
برو بشین خودم به ماهان شیر میدم آروغش رو هم میگیرم برو.
به ماهان شیر دادم خوابوندمش و اومدم بیرون.
ح: گرفتاری شدیم بخدا.
فقط همینو کم داشتیم بچم تو صورتم بشـ..ـاشه.
س: واااایییی🤣🤣🤣
ول کن حالا توعم. بچس دیگه.
ح: آخع..... چی بگم من؟😂😭
س: هیچی نگو یه فیلم بزار ببینیم.
بچه ها اژه ای چنل یوتوب نیما و پیجش رو بسته😐😐 ادب حکم میکنه ساکت باشم هیچی نگم وگرنه بخدا فحش میکشیدم بر خودش و هفت جد و آبادش.
هرچی میکشیم زیر سر این آخوندای......
فردا باید من با ترس و لرز چنل رو باز کنم آمار رو ببینم😭😭وضعیت هر روزمه البته!
هرشب همین موقع که میشه 00:00 دل من پیش توعه💕
این دل دیوونه رو هرشب میکشی پیش خودت❤️✨
https://eitaa.com/Dollux