eitaa logo
𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒖𝒄𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇😎
361 دنبال‌کننده
616 عکس
295 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩ! ܟܿوܥ‌‌ࡅ߳ߺߺܙ ܟܿܠߊ‌ܦ̈ܙ‌ ࡅ߳ܝ‌ی😉 کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟕𝟗 س: ماهلین رو بغل کرده بودم....‌ نمی‌دونم چرا داشت گریه میکرد؟؟؟ شیرش رو دادم پوشکشم عوض کردم. ح: ... ای بابا سرم رفت😭 س: سر منم رفت... خب چیکار کنم هرکار میکنم آروم نمیشه که نمیدونم چشه؟ ح: مریض نی احیا؟ س: نمیتونم شاید بزارم ببینم......واااییی حامی بچه تب داره. پاشو بریم بیمارستان. ح: خب ماهانم چک بزن. س: ..... نه ماهان چیزیش نیست. ح: باشه دیگه برو آماده شو بریم دکتر. س: آماده شدم با حامی و بچه ها رفتیم دکتر. ح: ...... عووو مطب شلوغه چقدر. س: آره دیگه باید بشینیم نوبتمون بشه. ........ عزیزم من ماهلین رو میبرم پیش دکتر. تو حواست به ماهان باشه. ح: اوکی برو. س: ماهلین رو بردم توی اتاق و به دکتر گفتم که تب داره. ....... نسخه داروش رو گرفتم اومدم بیرون. ح: چیشد دکتر چی گفت خوشگلم؟؟ س: هیچی میگه یه سرماخوردگی سادس. اینجا داروخونه داره بزار برم داروهاش رو بگیرم بیام. ح: ماهان و ماهلین رو نگه داشتم تا سپیده بیاد.....‌‌ کجا رفتی سپیده؟ چقدر دیر کردی. س: وااییی چیکار کنم دیگه؟ داروخونه شلوغ بود. بریم خونه کلافه شدم. اومدیم خونه شربت ماهلین رو بهش دادم. ح: الهی بگردم🥺 صورت بچه مث کاغذ مچاله شد که. س: آره.... دیگه این شربتا مزشون همینه. ح: خب گناه داره یکم آب بکن تو شیشه شیرش بده بهش بخوره. س: یکم آب کردم توی شیشه رو شیر و دادم دست ماهلین. ............................................. آ: مامان بابای رهام اومدن خونمون. چقدر از دیدن بچه ذوق کردن. انگار دنیا رو بهشون داده بودن. بعد از دیدن بچه و چایی و میوه خوردن.... تصمیم گرفتن که برن. رها: خب دیگه منم برم. رهام: باشه آبجی برو☺️ آ: برو رها جونم خدافظ👋🏻 رها هم به مامان بابا رفت. رهام یچی بگم؟ ر: جان عزیزم چی؟؟ آ: دخترمون اتاق ندارع که🥺 ر: راست میگیااا!! ببین یه اتاق خالی که داریم فردا میریم کلی لباس و وسایل میگیریم اتاق رو میچینیم. آ: آره خوبه عزیزم😍🎀
ساعت 7 میرم کلاس زبان،8ونیم برمی‌گردم لف ندید خواهشاً باشه؟ اینو معمولا همیشه میگم ولی... گوش نمی‌دید که انگار دارم با دیوار حرف میزنم. لج میکنید باهام باز کار خودتون رو میکنید و بی خود و بی جهت لف میدین🥺😒
درود من از کلاس زبان اومدم عشقام😊🎀
پنجمین سالگرد "اولاش" مبارکــ🫂🤍
۴۰۰ تایی بشیܩ ۲۰ تا زبان ܩیـבܩ فایل 5K ܩܩبر فعال بهتون ܩیـבܩ ۴ تا تܩ ܩیـבܩ و به انـבازه خیلی زیاב پروفایل های شیک ܩیدܩ پس ۴۰۰ تایܩون کنیــב
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟖𝟎 رهاااممم؟؟؟؟ پاشو ببینم بسه چقدر می‌خوابی تو؟😐 ر: ........................ آ: وااااا رهاااممممم؟🤨 پاشو ببینم عههههه تنبل. ر: ... عوممم؟ آ: کوفتتتت پاشو دیگه چقدر می‌خوابی تو؟ ر: .................... آ: رهام خان بلند شد دیگه عههههه. پاااشوووو دارم بهت میگمممم. ر: هوممممم آ: رهام پاشو دیگه جان من بلند شو خب. آخخخخخ😣 ر: هومممم؟ چیه چیشد.... آلما؟ آ: آلما زهرمار یک ساعته دارم صدات میکنم گلوم پاره شد خب. اوفففف جای بخیم🥺 ر: الهی بگردم چیشد؟ آ: برو اونور رهام. ر: ببخشد خوشگلم خب خوابم میومد😢 آ: هرچی صدات میزنم بیدار نمیشی خو. ر: گفتم دیگه ببخشید خب😔 آ: ...... باشه حالا بیا صبحونت رو بخور. بعدم آماده شو بریم بیرون خرید کنیم. ر: دست و صورتم رو شستم و صبحونه و چاییم رو خوردم. آ: صدای گریه نیلماه بلند شد. رفتم بغلش کردم. ووویییی دخترم بیدار شده😘 دورت بگردم من دخترم🎀 بعدم شیرش دادم....... ر: عزیزم؟ پاشو حاضر شو بریم خرید برای نیلماه هم شناسنامه‌ بگیریم. آ: آماده شدم..... آقا رهام پاشو حاضر شو. ر: چشم الان میرم. آ: ....... پاشو دیگه تو دوساعت کارته آماده بشی بخدا. ر: واااععع🙁 لباسام رو پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون. آ: یه مغازه پیدا کردیم و رفتیم توش. چشمم خورد به چندتا لباس خوشگل😍 خیلی ناز بودن اونا رو برداشتم. یه کفش خوشگلم براش گرفتم. بعدم کمد و تخت و وسایل دیزاینی گرفتیم. گهواره و کالسکه هم برای نیلماه خریدیم. ر: بعدم رفتیم برای دخترمون شناسنامه گرفتیم و اومدیم خونه. هوفففف😮‍💨 خوبیش اینه اتاقه از قبل رنگ دیوار و ایناش صورتی بوده. آ: آره خوبه دیگه. با کمک رهام اتاق نینی رو آماده کردیم. واااییی خداااا چقدر خوب شد رهام😍 ر: آرههه عاالییی شددد🤌🏻 یهو دیدیم صدای زنگ آیفون اومد.‌.... آ: سپیده اینا هستن عزیزم. س: ..... سلااااامممم😊 ح: سلام ما اومدیم😇 ر: سلام خوش اومدین چه سر زده. آ: آره غافلگیر شدیم. س: دیگه بیرون بودیم گفتیم یه سر هم بیایم اینجا پیشتون. آ: آها خوبکاری کردین. ویییی اینا رو ببین چه بزرگ شدن🥺 ر: آره ماشالاشون باشه. س: دقت نکردین نه؟ جفتشون رنگ چشاشون به خودم رفته😍 آر: بهبهههه👏🏻👏🏻 آ: آها راستی بیاین اتاق نینی رو ببینید. س: ......... چه خوشگل شده عالیه! ح: آره قشنگ شده خیلی. حالا این دختر کوش؟ آ: رو مبل گذاشتیمش😂..... بفرمایید اینم نیلماه خانوم براش شناسنامه هم گرفتیم. س: الهی دورش بگردم من ووویی😘🥰 ح: آخخخخ که چقدر نازه دلم میخواد بچلونمش🤩😚 سپیده: و این بود پایان داستان. سختی هارو رد کردیم دردسر هارو رد کردیم. الان دور هم خوش میگذرونیم. کنار هم حالمون خوبه. به پایان آمد این دفتر حکایت ‌همچنان باقی. پایان:))))))
ماهلین و ماهان خوشگلم🎀❤️