📸 برشی از خاطره #عملیات_والفجر2 | منطقه #حاج_عمران | سال ۱۳۶۲
📖 ... در پیرانشهر بودیم. قرار شد نیروها را با هلیکوپتر به داخل خاک عراق و نزدیک ارتفاعات هدف هلیبُرن کنند. در محوطهی میدان صبحگاه پادگان، نیروها دستهدسته با هلیکوپتر منتقل میشدند. در آنجا برادر «صیاد شیرازی» را دیدم که با نیروهای ارتشی صحبت میکرد. حالت ایستادن و نحوهی صحبتکردنش با ارتشیها مثل زمانی بود که برنامهی صبحگاه اجرا میشد و همه باید نظم و مقررات خاصی را رعایت میکردند. من از این حالت خشک آنها خوشم نمیآمد. چند ساعت گذشت و همچنان انتقال نیروها ادامه داشت. در این هنگام برادر صیاد شیرازی به طرف ما آمد. وقتی که نزدیکتر شد، با رویی گشاده و با مهربانی با ما سلام و احوالپرسی کرد. در اینجا تمام فرمایشات نظامی را کنار گذاشته بود. بعد به همراه تعدادی از فرماندهان تیپ در گوشهای از میدان صبحگاه روی زمین نشست و خیلی صمیمی در رابطه با عملیات صحبت کرد. از نحوهی برخوردش با ما، همه تعجب کرده بودیم! او هم خُلق و خویی بسیجی داشت؛ اما در سازمان ارتش مجبور بود طبق مقررات عمل کند. با دیدن رفتار او دوست داشتم فقط یک ساعت کنارش بایستم و به صورتش نگاه کنم. آرامش خاصی در چهرهاش موج میزد. ...
📚 کتاب #دوشکاچی
🎙خاطرات #علی_حسن_احمدی
📘چاپ اول : سال ۱۳۹۸
📒انتشارات #سوره_مهر
📍موضوع : #دفاع_مقدس #کرمانشاه
🌹 به یاد #شهید_علی_صیاد_شیرازی #ارتشی_مکتبی
🗓بزودی وارد بازار نشر کتاب خواهد شد ...
╭━═━⊰❀❀⊱━═━╮
🇮🇷 @dooshkachi
📲💻 dooshkachi.ir
╰━═━⊰❀❀⊱━═━╯