آخرش قبول میکنیم که بعضی ها برای ما نیستن، مهم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.
گفت خب ایراد تو چیست؟ گفتم زیاد فکر میکنم، خیلی، بینهایت، به هر چیز مسخرهای بارها و بارها، مخصوصا اگر برایم زیاد اهمیت داشته باشد، درون خود میریزم و بدتر از همه نمیتوانم هیچکدام از اینها را بگویم، و در نهایت میدانم همین نابودم میکند.