#انتقام
پارت 2
*
+بعدا خودت میفهمی
-باشه معرفیت میکنم اما خیلی مواظب خودت باش
+چشم ممنون
عمو رفت زنگ زدم به سیاوش
بعد از چند بوق جواب داد
-به به دیا خانم چه عجب یادی از فقیر فقرا کردیی
+سلام سیا یه کمک ازت میخوام
-بگو چیه سه سوت انجام بدم
+یه خونه میخوام برام پیدا کنی
-وا تو که این همه خونه داریی خونه به چه دردت میخوره بابا...
+چقد حرف میزنی تو
با خنده گفت:چشم خفه میشم
+آفرین یه خونه میخوام یه جای پرتی که اگه اونجا دید ببینن فکر کنن من وضعیت خوبی ندارم
-چیییییییییییییی
+چته چرا مثله زنا جیغ میزنی گوشم کر شد
-برای چی خونه میخوای تو که خونت خیلی خوبه داری چه غلطی میکنی
+پوففففف تو بگو پیدا میکنی یا به یکی دیگه بسپارم
-باشه پیدا میکنم اما باید بگی چیشده
+بعد بعدا بهت میگم یه شناسنامه فیکم میخوام به هر اسمی فقط اسم خودم نباشه
-معلوم هست داری چه گ*هی میخوری اما باشه حله
+کم حرص بخور را...
بدون خداحافظی قطع کرد
بی ادب داشتم حرف میزدم ایشششششششششش
*
به قلم نون
کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
#رمان انتقام
پارت 3
*
همه چیز آماده بود.
منتظر بودم فقط عمو زنگ بزنه و بگه بیا
یه نگاه دیگه به شناسنامه کردم پس باید بگم اسمم پریه هومم خوبه
گوشی زنگ خورد
+الو
-سلام کارت اوکی شد امروز باید بیای اینجا تا باهات آشنا بشن
+سلام مرسی من همین الان حرکت میکنم
سریع لباس پوشیدم و تاکسی گرفتم تا اونجا
خونشون قشنگه و بزرگه برخلاف ذاتشون
رفتم داخل عمو کنار یه مرده که بهش میخورد 27 اینا باشه نشسته بود و حرف میزد
احتمالا اون آرتاعه پسر محمد خان
هه خیلی شبیه باباشه
-هوی دختر کجایی چهار ساعته صدات میزنم کری؟
برگشتم سمت صدا خواستم پaچشو بگیرم تا دیگه اینجوری با من حرف نزنه اما یادم اومد من فقط به عنوان یه خدمتکار اینجام نه چیز دیگه
+ببخشید نشیدم بله کاری داشتین؟
-خداروشکر یه آدم کر اینجا کم داشتیم که اضافی شد دخترهه...
خواستم جوابشو بدم که یه صدای بم مانع از حرف زدن جفتمون شد
آرتا:اونجا چه خبرهه؟
*
به قلم نون
کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
#رمان انتقام
پارت 4
*
و اون خدمتکارهه همه چیزو توضیح داد
آرتا سرشو تکون داد و با پوزخند گفت
-این دفعه رو ندید میگیرم دفعه بعدی داستان انقد خوب تموم نمیشه حالام ببرش کارشو نشون بدهه سریع
خدمتکارهه با چشم اربابی منو دنبال خودش برد
گفت چیکارا کنم منم دست به کار شدم
4 ساعت بعد
پوففففف خسته شدم منی که تو کل عمرم کاری نکردم شدم کنیز آقا 4 ساعته دارم بشور بساب میکنم اه کی تموم میشه چه غلطی کردما
همینجوری زیر لب داشتم غر میزدم که یکی از خدمتکارا که اسمش فاطی بود گفت
-پری بلند شو برو اتاق ارباب کارت دارهه
نازنین:هه دخترهه از راه نرسیدهه خوب خودشو تو دل آقا جا کردهه معلوم نیس پیش کدوم دعا نویسی رفته
فاطی:تو سرت تو کار خودت باشه که این دفعه اخراجت نکن مفتشی یا چی پری یالا بلند شو برو تا ارباب عصبی نشده د بلند شو دیگه
نازنین دندوناشو بهم سابید و حرفی نزد منم بلند شدم که برم اتاق اون یارو
در زدم منتظر بودم جواب بدهه اما هیچ صدایی نیومد
دوبارهه در زدم که یه صدایی از پشت سرم اومد که دومتر پریدم برگشتم دیدم خوده آرتاعه
*
به قلم نون
کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
#رمان انتقام
پارت 5
*
از زبون آرتا:
پوففف من الان باید با این دخترهه پری چیکار کنم
فعلا نیازش دارم تا به خواسته هام برسم اما بعدش چی بکشمش؟
اه نمیدونم
گوشیم زنگ خورد دانیاله جواب دادم
+بله کارتو بگو
-نوچ نوج بی ادب آدم باید اول سلام کنه بعد بگه ای دوست عزیز تر از جانم خوبی خوشی چه خبر بعد بگی چیزی نیاز نداری بعد یکمم قربون صدقم بریی بعد بگی
صداشو شبیه من کرد و ادامو در آورد
-بله کارتو بگو
تک خنده ای کردمو گفتم
+کم مزه بریز بگو کارتو
-ایششش باشه اما یکم رو خودت کار کن مرد چهار روز بعد که زن گرفتی زنه به یک ساعت نرسیدهه فرار میکنه ها از من به تو نصیحت
+تو نگران دوsت دخترات باش نیاز نیس نگران زن من باشی حالا میشه لطف کنی و کارتو بگی سرورم
-باشه ای غلامم الان کارمو میگم فقط قبلش...
+دانیالللل بنaل تا نصفت نکردم
-باشه چرا میزنی منو میگم یه فکری برا این دخترهه پری کردم فهمیدم چیکار کنی تا اونارو لو بدهه
+خوب ادامش؟
*
به قلم نون
کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
ިܩߊܔ ߊܝ̇ߺࡅ߳ܦ̈ߊܩܢ
#رمان انتقام پارت 5 * از زبون آرتا: پوففف من الان باید با این دخترهه پری چیکار کنم فعلا نیازش دارم ت
یکم تند تند بزار پارت هاشو من که چیزی سرم نمیشه ولی میخوام بخونم😂