🇮🇷🇮🇷انـتظـاروـمهـدویت⤻✿|𝟑𝟏𝟑
اما همان جوان پشت میز، یک کتاب بزرگ و قطور را در مقابل من قرار داد و به آن کتاب اشاره کرد و گفت: کتا
#ادامهقسمتچهارم🙂
.کمتر روزی پیش میآمد که نماز صبحم قضا شود.اگر یک روز خدای نکرده نماز صبحم قضا میشد تا شب خیلی ناراحت و افسرده بودم. این اهمیت به نماز را از بچگی آموخته بودم و خدا را شکر همیشه اهمیت می دادم وقتی آن ملک؛ یعنی جوان پشت میز به عنوان اولین مطلب اینگونه به نماز اهمیت داد و بعد به سراغ بقیه رفت، یاد حدیثی افتادم که معصومین علیه السلام فرمودند:اولین چیزی که مورد محاسبه قرار می گیرد نماز است.اگر نماز قبول شود بقیه اعمال قبول می شود و اگر نماز رد شود.خوشحال شدم به صفحه اول کتاب نگاه کردم، از همان روز بلوغ تمام کارهای من با جزئیات نوشته شده بود. کوچکترین کارها حتی ذره ای کار خوب و بد را دقیق نوشته بودند و صرف نظر نکرده بودند تازه فهمیدم که فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره یعنی چیهرچی که ما اینجا شوخی حساب کرده بودیم آنها جدی جدی نوشته بودند.
#قسمتپنجم🙂👇
کنار هر نوشته چیزی شبیه یک تصویر کوچک وجود داشت.وقتی به آن خیره می شدیم مثل فیلم به نمایش در می آمد،درست مثل قسمت ویدئو در موبایل های جدید فیلم آن ماجرا را مشاهده میکردیم با تمام جزئیاتیعنی در مواجهه با دیگران حتی فکر افراد را هممیدیدیم لذا نمی شد هیچ کدام از این کارها را انکار کرد.غیر از کارها حتی نیت های ما ثبت شده بود.آنها همهچیز را دقیق نوشته بودنجای هیچگونه اعتراضی نبود، تمام اعمال ثبت بود. هیچ حرفی هم نمیشد زداما خوشحال بودم که از کودکی همیشه همراه پدرم در مسجد و هیئت بودم و خودم را از همین حالا در بهترین درجات بهشت می دیدم!
همینطور که به صفحه اول نگاه میکردم و به اعمال خودم افتخار می کردم..
#ادامهدارد🙂👇