دیوارها را با سنگ نمیسازند، با کلماتی میسازند که در زمانِ نیاز، سکوت کردهاند.
خشم، همان آتشی است که برای سوزاندنِ دشمن روشن میکنی، اما اولین چیزی که خاکستر میشود، خانهی خودت است.
تفاوتِ میانِ تجربهی تلخ و درسِ گرانبها، تنها در یک چیز است: اینکه آیا اجازه میدهی زخم، تو را تغییر دهد یا تو از زخم، برای ساختنِ خود استفاده کنی.
تنهاییِ واقعی، تنها بودن در میانِ جمعیت نیست؛ تنهاییِ واقعی، صحبت کردن با کسانی است که زبانِ قلبِ تو را نمیفهمند.
بسیاری از انسانها، به جایِ مواجهه با حقیقت، به ساختنِ واقعیتهایی که دوست دارند، مشغولاند؛ آنها در قصرهایِ خیال زندگی میکنند تا از ویرانههایِ واقعیت فرار کنند.
احساسات، فقط نقصهای بیولوژیکی هستند که سرعتِ حرکتِ ما را در مسیرِ بقا کم میکنند. اگر میخواهی برنده باشی، باید یاد بگیری چطور قلبت را در صندوقچهای از یخ، قفل کنی.