" ESO 422-41"
زیبایی ببینید
مردم عادی که واسه ماشین و موتور ذوق میکنن
و منی که واسه راکت و استارشیپ ذوق میکنم
هر زمان که زندگی با او شوخی های بی رحمانه میکرد ، گون فکر میکرد زندگی مثل این است که مادرت یک لحظه دست هایت راگرم و محکم بگیرد سپس ناگهان بدون هیچ توضیحی آن ها را رها کند. مهم نیست چقدر تلاش میکرد دست او را محم بگیرد در نهایت همیشه تک و تنها میماند.
_بادام