eitaa logo
آموزش شیرین زبان انگلیسی
150 دنبال‌کننده
26 عکس
72 ویدیو
0 فایل
🔤 Easy English 4 You 👩‍🏫 صائبی یکتا، مدرس زبان انگلیسی کودک و نوجوان 📚 با تجربه در تدریس کتاب‌های First Friends و Family and Friends 🎧 آموزش‌های شنیداری، تمرین‌های خلاق، و کلیپ‌های رایگان 📬 ارتباط با ادمین: @EasyEnglish4u
مشاهده در ایتا
دانلود
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیو تحلیل ببینیم واقعا چی می گفتن انقدر تند😆🤯❗️
What's the difference between these⁉️🤯 🧠 Understand 🔹 معنی: درک کردن، فهمیدنِ مفهوم یا دلیل چیزی 🔹 حس کاربردی: وقتی ذهن ما چیزی رو کاملاً می‌فهمه یا توضیحی رو درک می‌کنه مثال‌ها: 1. I understand what you mean now. الان می‌فهمم منظورت چیه. 2. She didn’t understand the instructions, so she made a mistake. او دستورالعمل‌ها رو نفهمید، برای همین اشتباه کرد. 3. We finally understood the reason behind his silence. ما بالاخره دلیل سکوتش رو فهمیدیم. --- 💡 Realize 🔹 معنی: پی بردن، متوجه شدن (ناگهانی یا احساسی) 🔹 حس کاربردی: وقتی ناگهان چیزی رو می‌فهمیم یا به چیزی پی می‌بریم—مثل لحظه‌ی "آهان!" مثال‌ها: 1. I just realized I forgot my keys. تازه فهمیدم کلیدام رو جا گذاشتم. 2. He realized she was crying quietly. او متوجه شد که دختر داشت بی‌صدا گریه می‌کرد. 3. We didn’t realize how late it was. نفهمیدیم چقدر دیر شده بود. --- 👀 Notice 🔹 معنی: متوجه شدن با دیدن یا شنیدن 🔹 حس کاربردی: وقتی چیزی رو با چشم، گوش یا حس‌مون متوجه می‌شیم—مثل دیدن تغییر یا شنیدن صدا مثال‌ها: 1. Did you notice the new student in class? دانش‌آموز جدید رو در کلاس دیدی؟ 2. I didn’t notice the spelling mistake. اشتباه املایی رو ندیدم. 3. She noticed that the lights were flickering. او دید که چراغ‌ها چشمک می‌زنند. --- 🔍 Figure out 🔹 معنی: کشف کردن، حل کردن با فکر 🔹 حس کاربردی: وقتی با فکر کردن یا تلاش، جواب یا دلیل چیزی رو پیدا می‌کنیم—مثل حل معما مثال‌ها: 1. I’m trying to figure out how this app works. دارم سعی می‌کنم بفهمم این اپ چطور کار می‌کنه. 2. He figured out the answer after thinking for a while. او بعد از کمی فکر کردن، جواب رو پیدا کرد. 3. We need to figure out a way to fix this problem. باید راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم. --- 🕵️‍♀️ Find out 🔹 معنی: فهمیدن، کشف اطلاعات 🔹 حس کاربردی: وقتی اطلاعاتی رو از جایی یا کسی به دست می‌آریم—مثل شنیدن خبر یا تحقیق کردن مثال‌ها: 1. I just found out that the test is tomorrow. تازه فهمیدم که امتحان فرداست. 2. She found out the truth from her friend. او حقیقت رو از دوستش فهمید. 3. We’ll find out the results next week. نتایج رو هفته‌ی آینده خواهیم فهمید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
656.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 Imam Ali (May peace be upon him.): If you want peace, prepare for war. When you want peace, prepare for war. نکته گرامري: وقتي If و When براي قاعده کلي به کار مي‌روند به يک معنا مي‌باشند. توصيه بنده براي مترجمين عزيز اين است که براي قواعد کلي حتي المکان از when استفاده فرماييد. براي لطيف‌تر شدن قسمت امر، در جواب شرط، اينگونه ترجمه فرماييد: If you want peace, you should prepare for war. When you want peace, you should prepare for war. ترجمه پيشرفته و خيلي پيشرفته: 🔺Want peace and you should prepare for war. ♦️Wanting peace, you should prepare for war. ♦️Having wanted peace, you should prepare for war. 🔸If you are to be in peace, you should prepare for war. 🔸To be in peace, you should prepare for war. اگر دوره گرامر پيشرفته بنده را مشاهده فرماييد تمام اين ساختارها در آنجا ارائه شده است. ساختارهاي مهم پرتکرار. 🌈https://eitaa.com/EnglishKarizma
Do you know what the difference is between these ⁉️👆🏻 🏡 Porch - Location: Usually at the front or back entrance of a house. - Structure: Always covered, often with a roof and sometimes enclosed with screens or windows. - Purpose: Designed to welcome guests or provide a sheltered sitting area. - Connection: Typically integrated into the house’s architecture and directly attached to the entryway. - Materials: Often built with wood, composite, or concrete. 🌞 Deck - Location: Usually in the backyard or side of the house. - Structure: Elevated platform, open to the sky (though it can have pergolas or awnings). - Purpose: Ideal for outdoor entertaining, relaxing, or dining. - Connection: May be attached to the house or freestanding. - Materials: Commonly made from wood or composite materials.
⚠️What's the difference between...⚠️ 1. decent یعنی چی؟ کلمه‌ی "decent" بسته به جمله، می‌تونه معنی‌های مختلفی داشته باشه. گاهی یعنی «آبرومند»، گاهی «قابل‌قبول»، گاهی «باادب»، و گاهی هم «پوشیده و مناسب». یه جور حس تعادل و نجابت توش هست. --- 2. مترادف‌ها و تفاوت‌هاشون respectable یعنی کسی که از نظر اجتماعی یا اخلاقی قابل احترامه. رسمی‌تره. مثال: "He comes from a respectable family." فرقش با "decent" اینه که respectable بیشتر به جایگاه اجتماعی اشاره داره، ولی decent به نجابت درونی. honorable یعنی کسی که شرافت داره، به اصول اخلاقی پایبنده. مثال: "She made an honorable decision." این یکی از decent رسمی‌تر و سنگین‌تره، مخصوص موقعیت‌های جدی یا اخلاقی. adequate یعنی کافی، ولی نه لزوماً خوب. مثال: "His performance was adequate." در حالی که "decent" یعنی هم کافی هم قابل‌قبول، یه ذره بهتر از adequate. modest یعنی فروتن یا پوشیده. مثال: "She wore a modest dress." وقتی درباره‌ی لباس حرف می‌زنیم، modest بیشتر به پرهیز از جلب توجه اشاره داره، ولی decent به مناسب بودن از نظر اجتماعی. polite یعنی مودب. مثال: "He was polite to everyone." فرقش با decent اینه که polite فقط به رفتار اجتماعی اشاره داره، ولی decent می‌تونه شامل اخلاق، ظاهر، یا کیفیت هم باشه. good یعنی خوب، ولی گسترده‌تره. مثال: "It was a good movie." "decent" یعنی خوب، ولی نه عالی. یه جور رضایت نسبی.
آموزش شیرین زبان انگلیسی
⚠️What's the difference between...⚠️ 1. decent یعنی چی؟ کلمه‌ی "decent" بسته به جمله، می‌تونه معن
⁉️ کجا از هرکدوم استفاده کنیم؟ - وقتی می‌خوای از کسی تعریف کنی که نجیب و قابل احترامه، ولی نه لزوماً برجسته: "He's a decent guy." - وقتی چیزی نه عالیه، نه بد، ولی قابل‌قبوله: "That was a decent meal." (یعنی غذا خوب بود، ولی شاهکار نبود) - وقتی می‌خوای بگی کسی رفتار محترمانه‌ای داشته: "She did the decent thing and apologized." (یعنی کار درست رو کرد) - وقتی درباره‌ی لباس یا ظاهر حرف می‌زنی: "Wear something decent for the event." (یعنی نه خیلی رسمی، نه خیلی بی‌ربط)
🌟 Insist – Persist – Resist سه فعل انگلیسی که هم‌خانواده به نظر می‌رسن، اما هر کدوم حس و کاربرد متفاوتی دارن: --- 🔹 Insist یعنی اصرار کردن، پافشاری روی نظر یا خواسته وقتی کسی insist می‌کنه، با قاطعیت می‌گه که چیزی باید انجام بشه یا درست همونه که خودش فکر می‌کنه. مثلاً: 🗣️ She insisted that I stay for dinner. (او با اصرار گفت که برای شام بمانم.) اینجا تأکید روی خواسته‌ی شخصیه، نه ادامه دادن یا مقاومت. --- 🔹 Persist یعنی ادامه دادن با وجود سختی یا مخالفت وقتی کسی persist می‌کنه، یعنی تسلیم نمی‌شه—even if things get hard. مثلاً: 💪 He persisted in learning English despite many challenges. (او با وجود چالش‌های زیاد، به یادگیری انگلیسی ادامه داد.) اینجا تمرکز روی پشتکار و ادامه دادن با اراده‌ست. --- 🔹 Resist یعنی مقاومت کردن، جلوی چیزی ایستادن وقتی کسی resist می‌کنه، داره تلاش می‌کنه جلوی چیزی رو بگیره—چه فشار باشه، چه وسوسه. مثلاً: 🚫 I couldn’t resist the chocolate cake! (نتونستم در برابر کیک شکلاتی مقاومت کنم!) اینجا یعنی نتونستم جلوی خودمو بگیرم. --- ✨ خلاصه‌ی احساسی: - Insist = «باید همین بشه!» - Persist = «من ادامه می‌دم، حتی اگه سخت باشه.» - Resist = «نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.»
خدایی می دونستی....❗️😲 🛖 Shelter - معنا: مکانی برای محافظت از خطرات محیطی مانند باران، سرما، یا حمله. - کاربرد: عمومی‌ترین واژه؛ هم برای انسان‌ها و هم حیوانات، هم موقت و هم دائمی. - مثال: They found shelter under a tree during the storm. (آن‌ها در طول طوفان زیر درخت پناه گرفتند.) --- 🕊 Refuge - معنا: مکانی یا حالتی برای فرار از خطر، تعقیب، یا شرایط سخت. - کاربرد: اغلب با بار احساسی یا سیاسی؛ برای کسانی که از جنگ، ظلم یا بحران فرار می‌کنند. - مثال: The refugees sought refuge in a neighboring country. (پناه‌جویان در کشور همسایه پناه جستند.) --- ⛪ Sanctuary - معنا: مکانی مقدس یا امن که در آن فرد از تعقیب یا آسیب در امان است. - کاربرد: ریشه مذهبی دارد؛ امروزه هم برای مکان‌های امن و هم برای حفاظت از حیوانات یا طبیعت به کار می‌رود. - مثال: The church offered sanctuary to those fleeing persecution. (کلیسا به کسانی که از آزار فرار می‌کردند پناه داد.)
👌🏻👌🏻👌🏻