eitaa logo
آموزش شیرین زبان انگلیسی
150 دنبال‌کننده
26 عکس
72 ویدیو
0 فایل
🔤 Easy English 4 You 👩‍🏫 صائبی یکتا، مدرس زبان انگلیسی کودک و نوجوان 📚 با تجربه در تدریس کتاب‌های First Friends و Family and Friends 🎧 آموزش‌های شنیداری، تمرین‌های خلاق، و کلیپ‌های رایگان 📬 ارتباط با ادمین: @EasyEnglish4u
مشاهده در ایتا
دانلود
Do you know what the difference is between these ⁉️👆🏻 🏡 Porch - Location: Usually at the front or back entrance of a house. - Structure: Always covered, often with a roof and sometimes enclosed with screens or windows. - Purpose: Designed to welcome guests or provide a sheltered sitting area. - Connection: Typically integrated into the house’s architecture and directly attached to the entryway. - Materials: Often built with wood, composite, or concrete. 🌞 Deck - Location: Usually in the backyard or side of the house. - Structure: Elevated platform, open to the sky (though it can have pergolas or awnings). - Purpose: Ideal for outdoor entertaining, relaxing, or dining. - Connection: May be attached to the house or freestanding. - Materials: Commonly made from wood or composite materials.
⚠️What's the difference between...⚠️ 1. decent یعنی چی؟ کلمه‌ی "decent" بسته به جمله، می‌تونه معنی‌های مختلفی داشته باشه. گاهی یعنی «آبرومند»، گاهی «قابل‌قبول»، گاهی «باادب»، و گاهی هم «پوشیده و مناسب». یه جور حس تعادل و نجابت توش هست. --- 2. مترادف‌ها و تفاوت‌هاشون respectable یعنی کسی که از نظر اجتماعی یا اخلاقی قابل احترامه. رسمی‌تره. مثال: "He comes from a respectable family." فرقش با "decent" اینه که respectable بیشتر به جایگاه اجتماعی اشاره داره، ولی decent به نجابت درونی. honorable یعنی کسی که شرافت داره، به اصول اخلاقی پایبنده. مثال: "She made an honorable decision." این یکی از decent رسمی‌تر و سنگین‌تره، مخصوص موقعیت‌های جدی یا اخلاقی. adequate یعنی کافی، ولی نه لزوماً خوب. مثال: "His performance was adequate." در حالی که "decent" یعنی هم کافی هم قابل‌قبول، یه ذره بهتر از adequate. modest یعنی فروتن یا پوشیده. مثال: "She wore a modest dress." وقتی درباره‌ی لباس حرف می‌زنیم، modest بیشتر به پرهیز از جلب توجه اشاره داره، ولی decent به مناسب بودن از نظر اجتماعی. polite یعنی مودب. مثال: "He was polite to everyone." فرقش با decent اینه که polite فقط به رفتار اجتماعی اشاره داره، ولی decent می‌تونه شامل اخلاق، ظاهر، یا کیفیت هم باشه. good یعنی خوب، ولی گسترده‌تره. مثال: "It was a good movie." "decent" یعنی خوب، ولی نه عالی. یه جور رضایت نسبی.
آموزش شیرین زبان انگلیسی
⚠️What's the difference between...⚠️ 1. decent یعنی چی؟ کلمه‌ی "decent" بسته به جمله، می‌تونه معن
⁉️ کجا از هرکدوم استفاده کنیم؟ - وقتی می‌خوای از کسی تعریف کنی که نجیب و قابل احترامه، ولی نه لزوماً برجسته: "He's a decent guy." - وقتی چیزی نه عالیه، نه بد، ولی قابل‌قبوله: "That was a decent meal." (یعنی غذا خوب بود، ولی شاهکار نبود) - وقتی می‌خوای بگی کسی رفتار محترمانه‌ای داشته: "She did the decent thing and apologized." (یعنی کار درست رو کرد) - وقتی درباره‌ی لباس یا ظاهر حرف می‌زنی: "Wear something decent for the event." (یعنی نه خیلی رسمی، نه خیلی بی‌ربط)
🌟 Insist – Persist – Resist سه فعل انگلیسی که هم‌خانواده به نظر می‌رسن، اما هر کدوم حس و کاربرد متفاوتی دارن: --- 🔹 Insist یعنی اصرار کردن، پافشاری روی نظر یا خواسته وقتی کسی insist می‌کنه، با قاطعیت می‌گه که چیزی باید انجام بشه یا درست همونه که خودش فکر می‌کنه. مثلاً: 🗣️ She insisted that I stay for dinner. (او با اصرار گفت که برای شام بمانم.) اینجا تأکید روی خواسته‌ی شخصیه، نه ادامه دادن یا مقاومت. --- 🔹 Persist یعنی ادامه دادن با وجود سختی یا مخالفت وقتی کسی persist می‌کنه، یعنی تسلیم نمی‌شه—even if things get hard. مثلاً: 💪 He persisted in learning English despite many challenges. (او با وجود چالش‌های زیاد، به یادگیری انگلیسی ادامه داد.) اینجا تمرکز روی پشتکار و ادامه دادن با اراده‌ست. --- 🔹 Resist یعنی مقاومت کردن، جلوی چیزی ایستادن وقتی کسی resist می‌کنه، داره تلاش می‌کنه جلوی چیزی رو بگیره—چه فشار باشه، چه وسوسه. مثلاً: 🚫 I couldn’t resist the chocolate cake! (نتونستم در برابر کیک شکلاتی مقاومت کنم!) اینجا یعنی نتونستم جلوی خودمو بگیرم. --- ✨ خلاصه‌ی احساسی: - Insist = «باید همین بشه!» - Persist = «من ادامه می‌دم، حتی اگه سخت باشه.» - Resist = «نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.»
خدایی می دونستی....❗️😲 🛖 Shelter - معنا: مکانی برای محافظت از خطرات محیطی مانند باران، سرما، یا حمله. - کاربرد: عمومی‌ترین واژه؛ هم برای انسان‌ها و هم حیوانات، هم موقت و هم دائمی. - مثال: They found shelter under a tree during the storm. (آن‌ها در طول طوفان زیر درخت پناه گرفتند.) --- 🕊 Refuge - معنا: مکانی یا حالتی برای فرار از خطر، تعقیب، یا شرایط سخت. - کاربرد: اغلب با بار احساسی یا سیاسی؛ برای کسانی که از جنگ، ظلم یا بحران فرار می‌کنند. - مثال: The refugees sought refuge in a neighboring country. (پناه‌جویان در کشور همسایه پناه جستند.) --- ⛪ Sanctuary - معنا: مکانی مقدس یا امن که در آن فرد از تعقیب یا آسیب در امان است. - کاربرد: ریشه مذهبی دارد؛ امروزه هم برای مکان‌های امن و هم برای حفاظت از حیوانات یا طبیعت به کار می‌رود. - مثال: The church offered sanctuary to those fleeing persecution. (کلیسا به کسانی که از آزار فرار می‌کردند پناه داد.)
👌🏻👌🏻👌🏻
💕 هر کلمه‌ای که به معنی "تحمل کردن" هست، بار معنایی خاص خودش رو داره—بعضی‌ها فیزیکی‌ترن، بعضی‌ها احساسی‌تر یا رسمی‌تر. با جمله‌ها بهتر می‌فهمیمشون. در ادامه، تفاوت‌های مهم بین چند واژه‌ی مترادف با "تحمل کردن" رو با مثال‌های ساده و کاربردی توضیح می‌دم: 🧠 تفاوت واژه‌ها با جمله‌سازی 1. Endure – تاب آوردن، دوام آوردن (در برابر سختی‌های طولانی) - He had to endure years of loneliness after the accident. - او مجبور بود سال‌ها تنهایی را تحمل کند. - بار معنایی: بیشتر برای سختی‌های طولانی‌مدت یا دردهای عاطفی/فیزیکی استفاده می‌شه. 2. Bear – تحمل کردن، به دوش کشیدن - She couldn’t bear the pain of losing her child. - او نمی‌توانست درد از دست دادن فرزندش را تحمل کند. - بار معنایی: احساسی‌تره، گاهی با "can’t bear" برای ناتوانی در تحمل چیزی میاد. 3. Suffer – رنج کشیدن، درد کشیدن - They suffered greatly during the war. - آن‌ها در طول جنگ بسیار رنج کشیدند. - بار معنایی: بیشتر روی تجربه‌ی درد و رنج تمرکز داره، نه فقط تحمل. 4. Tolerate – تحمل کردن (رفتار یا شرایط ناخوشایند) - I can’t tolerate his rude behavior anymore. - دیگر نمی‌توانم رفتار بی‌ادبانه‌اش را تحمل کنم. - بار معنایی: رسمی‌تره، بیشتر برای رفتارهای اجتماعی یا قوانین استفاده می‌شه. 5. Withstand – مقاومت کردن، تاب آوردن (در برابر فشار یا حمله) - This building can withstand strong earthquakes. - این ساختمان می‌تواند در برابر زلزله‌های شدید مقاومت کند. - بار معنایی: فیزیکی‌تره، برای مقاومت در برابر نیرو یا فشار استفاده می‌شه. 6. Cope with – کنار آمدن با، مدیریت کردن - She’s trying to cope with the stress of her new job. - او تلاش می‌کند با استرس شغل جدیدش کنار بیاید. - بار معنایی: بیشتر برای مدیریت احساسات یا شرایط سخته، نه فقط تحمل. 7. Put up with – کنار آمدن با چیزی ناخوشایند (غیررسمی) - I won’t put up with your lies anymore. - دیگر با دروغ‌هایت کنار نمی‌آیم. - بار معنایی: محاوره‌ای‌تره، برای چیزهایی که آدم به اجبار می‌پذیره.
🎉 Happy Student Day! 🎉 Today is a special day for all students. You are smart, strong, and full of dreams. Keep learning new things every day. School is not just about books—it is about growing, making friends, and having fun. You are the future of the world. So study hard, be kind, and never give up. Your teachers, family, and friends are proud of you. Enjoy this day and smile big! You are amazing just the way you are. 🌟