eitaa logo
آموزش شیرین زبان انگلیسی
150 دنبال‌کننده
26 عکس
72 ویدیو
0 فایل
🔤 Easy English 4 You 👩‍🏫 صائبی یکتا، مدرس زبان انگلیسی کودک و نوجوان 📚 با تجربه در تدریس کتاب‌های First Friends و Family and Friends 🎧 آموزش‌های شنیداری، تمرین‌های خلاق، و کلیپ‌های رایگان 📬 ارتباط با ادمین: @EasyEnglish4u
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟 Insist – Persist – Resist سه فعل انگلیسی که هم‌خانواده به نظر می‌رسن، اما هر کدوم حس و کاربرد متفاوتی دارن: --- 🔹 Insist یعنی اصرار کردن، پافشاری روی نظر یا خواسته وقتی کسی insist می‌کنه، با قاطعیت می‌گه که چیزی باید انجام بشه یا درست همونه که خودش فکر می‌کنه. مثلاً: 🗣️ She insisted that I stay for dinner. (او با اصرار گفت که برای شام بمانم.) اینجا تأکید روی خواسته‌ی شخصیه، نه ادامه دادن یا مقاومت. --- 🔹 Persist یعنی ادامه دادن با وجود سختی یا مخالفت وقتی کسی persist می‌کنه، یعنی تسلیم نمی‌شه—even if things get hard. مثلاً: 💪 He persisted in learning English despite many challenges. (او با وجود چالش‌های زیاد، به یادگیری انگلیسی ادامه داد.) اینجا تمرکز روی پشتکار و ادامه دادن با اراده‌ست. --- 🔹 Resist یعنی مقاومت کردن، جلوی چیزی ایستادن وقتی کسی resist می‌کنه، داره تلاش می‌کنه جلوی چیزی رو بگیره—چه فشار باشه، چه وسوسه. مثلاً: 🚫 I couldn’t resist the chocolate cake! (نتونستم در برابر کیک شکلاتی مقاومت کنم!) اینجا یعنی نتونستم جلوی خودمو بگیرم. --- ✨ خلاصه‌ی احساسی: - Insist = «باید همین بشه!» - Persist = «من ادامه می‌دم، حتی اگه سخت باشه.» - Resist = «نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.»
خدایی می دونستی....❗️😲 🛖 Shelter - معنا: مکانی برای محافظت از خطرات محیطی مانند باران، سرما، یا حمله. - کاربرد: عمومی‌ترین واژه؛ هم برای انسان‌ها و هم حیوانات، هم موقت و هم دائمی. - مثال: They found shelter under a tree during the storm. (آن‌ها در طول طوفان زیر درخت پناه گرفتند.) --- 🕊 Refuge - معنا: مکانی یا حالتی برای فرار از خطر، تعقیب، یا شرایط سخت. - کاربرد: اغلب با بار احساسی یا سیاسی؛ برای کسانی که از جنگ، ظلم یا بحران فرار می‌کنند. - مثال: The refugees sought refuge in a neighboring country. (پناه‌جویان در کشور همسایه پناه جستند.) --- ⛪ Sanctuary - معنا: مکانی مقدس یا امن که در آن فرد از تعقیب یا آسیب در امان است. - کاربرد: ریشه مذهبی دارد؛ امروزه هم برای مکان‌های امن و هم برای حفاظت از حیوانات یا طبیعت به کار می‌رود. - مثال: The church offered sanctuary to those fleeing persecution. (کلیسا به کسانی که از آزار فرار می‌کردند پناه داد.)
👌🏻👌🏻👌🏻
💕 هر کلمه‌ای که به معنی "تحمل کردن" هست، بار معنایی خاص خودش رو داره—بعضی‌ها فیزیکی‌ترن، بعضی‌ها احساسی‌تر یا رسمی‌تر. با جمله‌ها بهتر می‌فهمیمشون. در ادامه، تفاوت‌های مهم بین چند واژه‌ی مترادف با "تحمل کردن" رو با مثال‌های ساده و کاربردی توضیح می‌دم: 🧠 تفاوت واژه‌ها با جمله‌سازی 1. Endure – تاب آوردن، دوام آوردن (در برابر سختی‌های طولانی) - He had to endure years of loneliness after the accident. - او مجبور بود سال‌ها تنهایی را تحمل کند. - بار معنایی: بیشتر برای سختی‌های طولانی‌مدت یا دردهای عاطفی/فیزیکی استفاده می‌شه. 2. Bear – تحمل کردن، به دوش کشیدن - She couldn’t bear the pain of losing her child. - او نمی‌توانست درد از دست دادن فرزندش را تحمل کند. - بار معنایی: احساسی‌تره، گاهی با "can’t bear" برای ناتوانی در تحمل چیزی میاد. 3. Suffer – رنج کشیدن، درد کشیدن - They suffered greatly during the war. - آن‌ها در طول جنگ بسیار رنج کشیدند. - بار معنایی: بیشتر روی تجربه‌ی درد و رنج تمرکز داره، نه فقط تحمل. 4. Tolerate – تحمل کردن (رفتار یا شرایط ناخوشایند) - I can’t tolerate his rude behavior anymore. - دیگر نمی‌توانم رفتار بی‌ادبانه‌اش را تحمل کنم. - بار معنایی: رسمی‌تره، بیشتر برای رفتارهای اجتماعی یا قوانین استفاده می‌شه. 5. Withstand – مقاومت کردن، تاب آوردن (در برابر فشار یا حمله) - This building can withstand strong earthquakes. - این ساختمان می‌تواند در برابر زلزله‌های شدید مقاومت کند. - بار معنایی: فیزیکی‌تره، برای مقاومت در برابر نیرو یا فشار استفاده می‌شه. 6. Cope with – کنار آمدن با، مدیریت کردن - She’s trying to cope with the stress of her new job. - او تلاش می‌کند با استرس شغل جدیدش کنار بیاید. - بار معنایی: بیشتر برای مدیریت احساسات یا شرایط سخته، نه فقط تحمل. 7. Put up with – کنار آمدن با چیزی ناخوشایند (غیررسمی) - I won’t put up with your lies anymore. - دیگر با دروغ‌هایت کنار نمی‌آیم. - بار معنایی: محاوره‌ای‌تره، برای چیزهایی که آدم به اجبار می‌پذیره.
🎉 Happy Student Day! 🎉 Today is a special day for all students. You are smart, strong, and full of dreams. Keep learning new things every day. School is not just about books—it is about growing, making friends, and having fun. You are the future of the world. So study hard, be kind, and never give up. Your teachers, family, and friends are proud of you. Enjoy this day and smile big! You are amazing just the way you are. 🌟
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاوت شون؟🧐 The difference between Going to And Will
😲⚠️ Know the difference ❗️❗️❗️
"Residence," "home," "house," "dwelling," "accommodation," و "lodging" همگی به محل زندگی اشاره دارند، اما تفاوتشان در رسمی بودن، مدت اقامت، و نوع ساختمان است. 🏠 معادل‌های انگلیسی "محل سکونت" با تفاوت‌ها 1. Residence - تعریف: محل زندگی رسمی یا دائمی - کاربرد: رسمی، قانونی، در فرم‌ها و مدارک - مثال: Her permanent residence is in Tehran. - تفاوت: تأکید بر محل قانونی یا رسمی زندگی 2. Home - تعریف: جایی که فرد احساس تعلق و راحتی دارد - کاربرد: احساسی، روزمره، غیررسمی - مثال: I feel at home here. - تفاوت: ممکن است خانه نباشد؛ حتی یک اتاق یا شهر 3. House - تعریف: ساختمان فیزیکی برای زندگی - کاربرد: روزمره، توصیف نوع ساختمان - مثال: They live in a big house. - تفاوت: اشاره به ساختار، نه احساس یا مالکیت 4. Dwelling - تعریف: هر نوع محل زندگی (خانه، آپارتمان، کلبه) - کاربرد: رسمی، در متون حقوقی یا علمی - مثال: The law protects every dwelling. - تفاوت: واژه‌ای کلی برای هر محل سکونت 5. Accommodation - تعریف: محل اقامت موقت یا دائم - کاربرد: عمومی، در سفر، دانشگاه، هتل - مثال: Students need affordable accommodation. - تفاوت: می‌تونه موقت باشه، مثل خوابگاه یا هتل 6. Lodging - تعریف: محل خواب موقت - کاربرد: قدیمی‌تر، در سفر یا مهمان‌پذیر - مثال: We found lodging near the station. - تفاوت: بیشتر برای اقامت کوتاه‌مدت
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Have you watched this movie?🥺❤️ This is a very good edit😭😭😭