•┈••✾🍃🌸🍃✾••┈•
#شهید_سید_مهدی_خزائی
💗علاقه زیادی به امام (ره) داشت، حتی
یکبار هم موفق شد به دیدار امام (ره) برود،
بعد از آن دیدار بسیار متحول شده بود و
بدجوری عاشق امام (ره) و روحانیت شده
بود تا جایی که عکس های امام (ره) را
به صورت کلیشه درست می کرد و با
اسپری در و دیوار شهر و همچنین دیوار
کارخانه را پر از عکس امام (ره) کرده بود
☘عاشق و شیفته روحانیت بود، زمانی که
شهید دستغیب به شهادت رسید خیلی گریه
می کرد و می گفت: - ای کاش من به جای
او تکه تکه می شدم و فدایش می گشتم.
☀روزی سید مهدی از جبهه آمد و گفت:
- مادرجان! بازهم جدّم به دادم رسید.
در حال انجام عملیات بودیم؛ در محوری که
ما بودیم تمامی نیروها شهید شدند و من
در آنجا تنها ماندم، راه را گم کرده بودم و
نمی دانستم به کدام سمت باید بروم.
💠آنقدر جدم حسین(ع) و اربابم ابالفضل
را صدا زدم که به طور تصادفی و غیر ممکن
نیروهای خودی مرا پیدا کردند.
🌸هر سال روز مادر که می شود خواب
می بینم سید مهدی روی سرم گلاب
می پاشد، هدیه ای به من می دهد و
پیشانی ام را می بوسد.
🌷هر هفته پنج شنبه ها بر سر مزارش
می روم و هنگامی که قبرش را می شویم،
ناگهان از دِل قبر سید مهدی مرا صدا می زند
و چند بار می گوید: - مامان! سرم را روی
قبر می گذارم و با سیدمهدی دردِ دل می کنم.
💠═════️◇◈◇
🕊@Ebrahimedelha_ir🕊
◇◈◇═════💠