خیلی چیزها را نمیشود شعر کرد، غمهایی هست که هیچوقت، هیچکس پیش ِدیگری از آنها حرفی نزده، واژههایی هست که هنوز برایِ شرحِ احوالِ ما اختراع نشدهاند، بیهوده با هم سخن میگوییم و انتظارِ فهمیده شدن داریم، آدمیزاد عمیقا تنهاست!!
گاهی غم، آنقدر بزرگاست که فقط به شکل سکوت درمیآید.. هیچ اشکی نمیریزی، هیچ حرفی نمیزنی. فقط میماانی، در یه اتاقِ بیصدا، با حسی که نه میتوان تعریفش کرد، نه راه فراری از آن داری...