اینکه بتونی یه چیزی رو دوست داشته باشی و بازم قبول کنی که برای تو مناسب نیست، یکی از سختترین شکلهای بلوغه.
من بیشتر از شکست، از این میترسم که تلاش کنم و بفهمم تمام این مدت، چیزی که میخواستم اصلاً اونقدرها هم ارزشمند نبوده.
دردناکترین بخش پذیرشِ زمانیه که میپذیری اصلا ارزشش رو نداشت، و ارزشِ تمام انرژی و وقت و خوبیهایی که از جون مایه گذاشتی، زخمهایی که در ازاش خوردی و فرسودگیای که در تار و پودت نشست، اصلا ارزشِ اینهمه غرامت رو نداشت.