eitaa logo
دانلود
کپریکورن، دیگه ایمانی به عشق نداری.
The Pale Baroness
کپریکورن، دیگه ایمانی به عشق نداری.
تا قبل ها به دنبالش می‌گشتم و آنچه که اسمش رو می‌ذاشتم "عشق"، پیدا نمی‌کردم. گمون می کردم وجود نداره، خیاله، قسمتِ من نیست ولی حال؛ متوجهم که عشق همیشه بود و من فقط برای "تعریف اشتباهی" که از اون داشتم، نمی‌دیدمش؛ محدودیتِ عقیده باعث محدودیت در تجربه، حس و دیده من هم شد. "عشق"، فقط میان دو آدم نیست؛ از احساسِ زنده بودن شروع می شه و تا فرای آسمان ادامه پیدا می‌کنه، عشق توی چیزی‌ئه که ما نمی‌بینیم اما حس می‌کنیم، قلبمون گرم می‌شه، آرامش رو تجربه می‌کنیم، سعی می‌کنیم ثبتش کنیم و یا بشناسیمش تا دوباره تجربه‌اش کنیم. حتی دوست داشتنِ یک کارکتر و یا سریال ساده، علاقه داشتن به وقت گذروندن با چیزی، با اشتیاق انجام دادن کاری و غیره؛ نشون دهنده وجودِ عشق درون ماست. حتی اگر تماما احساس پوچی تا به حال حس‌ کرده‌ایم، چیزی کوچکی که مارو متصل کرده به موندن، عشقی‌ئه که ما دریافتش می‌کنیم، چه یک مادر و چه انجام یک کارِ ساده. درنظرم بهترین عشقی که ما در زندگی می‌تونیم تجربه اش کنیم، عشقی‌ست که ما به خودمون داریم. بدین‌شکل ما، تجربه حالت های دیگری از عشق رو برای خودمون آسون و دست‌یافتنی می‌کنیم. اینکه فکر می‌کنیم "هرگز عشق برای من نیست"، مسدود کننده خیلی چیزها توی زندگی ماست؛ درواقع طوری که ما عشق رو "در نظر می‌گیریم" نشون می‌ده چقدر سرنوشتِ ماست.
کپریکورن ، توهم به آدما نگاه میکنی و با خودت میگی چی توی سرشون میگذره که اینجوری رفتار میکنن ؟
النای رعیت (و رعیت ستیز I guess).
هدایت شده از ‌ ° 𝖲𝗂𝗆𝖺 !
گیاه خودش نمیدونه زندست و توش چه خبره اخه😭
هدایت شده از ‌ ° 𝖲𝗂𝗆𝖺 !
بعد تو میای بابت اینکه چرا فلان چیز داره باعث پوسیدن گیاه نازنینت میشه نگران میشی
هدایت شده از ‌ ° 𝖲𝗂𝗆𝖺 !
یکم شبیه الناست در برابر بقیه ادما که از حساشون خبر ندارن و ازشون میگذرن💘
النای موردعلاقه.
النا و پنیر ویلی
کپریکورن، باکسی که واقع بین نیست بحث نکن. میترسم بزنی دست و پاشو بشکونی.