بابابزرگم به مناسب زود خوابیدن و زود بیدار شدنم (بعد تلاش های ف ن خ و سوزی🗣) داره املت درست می کنه.
The Pale Baroness
بابابزرگم به مناسب زود خوابیدن و زود بیدار شدنم (بعد تلاش های ف ن خ و سوزی🗣) داره املت درست می کنه.
زود بیدار شدن ❌ ناتوانی در دوباره خوابیدن بعد از خواب پریدن ✅
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
🃏The Star - ستاره
یه دختربچه با چشمهایی که هزاران آرزوی حس شدنی توشون نمایش داده میشه، صداش آروم و نرمه، لباسهاش سادهن، و چیزی رو توی دستش داره که میدرخشه (شاید کوازاره). اون جوری راه میره که گویی پاهاش به زمین نمیرسن، میدونه که همیشه یکم از بقیه بالاتره و این از روی غرورش نیست، از روی اینهکه سرش توی آسمونه ولی قلبش برای زمین میتپه. غمهای بزرگ رو با نگاهِ کوچیک جمعآوری میکنه توی دستش. شبها بیداره، از عادت به تماشای آسمون، با اینکه خودش بخشی از آسمونه. اگه اشکهات رو ببینه دستش رو برای اینکه بذاره اشکهات روی دستش بیافتن دراز میکنه و بهت میگه "این مالِ چیزیه که دوستش داشتی درسته؟ پس ارزشِ گریه رو داره". البته که قرار نیست باهات وسطِ تاریکی بایسته و بگه همهچیز درست میشه، فقط کنارت ادامه میده و همین ادامه دادنش برات تبدیل به امید میشه و مثل خودش میدرخشه. ستارگان دیگه فکر میکنن که غرق در رؤیا، دور از واقعیت و خوشبینه، ولی ستاره واقعاً خوشبین نیست، حتی تو رؤیاهاش. اگه دوستت داشته باشه هیچوقت هیچ قولی رو بهت نمیده، ولی همیشه، همیشه، نوری توی چشمهاش هست که بهت اطمینان میده که تا تهش باهات میآد. نقطهضعفش اینهکه اونقدر به بهتر شدنِ آینده ایمان داره که دردِ الان رو دستکم میگیره، یا اونقدر برای چیزهای نرسیده صبر میکنه که چیزهایی رو که همین حالا جلوشه رو نمیبینه.
"لازم نیست همیشه یه ستارهی روشن باشی، همین که خاموش نشدی کافیه، زخمهات رو نشون بده، التیام داده نمیشن، ولی میشه کنارشون یه ستارهی جدید کاشت."
⋆ @ElikeElen