eitaa logo
کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
7.4هزار دنبال‌کننده
43.8هزار عکس
13.2هزار ویدیو
660 فایل
با به اشتراک گذاشتن لینک کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ثواب نشر مطالب شریک باشید ./کپی مطالب با ذکر صلوات/ لینک کانال ایتا👇 @Emam_Zamaan_313 تلگرام https://t.me/joinchat/AAAAAEHGwvGjppToruRpFw @iemeHdi تبادل وتبلیغ👇 @KhadamY
مشاهده در ایتا
دانلود
‍▫️بانویی پارسا و اهل ایمان بود. غصه‌دار از اندوه مسلمان‌ها. عالِمی را در عالَم رویا دید. عالم به او فرمود: برای رفع گرفتاری‌هایتان چطور دعا می‌کنید؟! بعد از هر نمازتان برای فرج مولایتان هم همانطور دعا کنید! هر مومنی اگر همان‌طور که برای خودش دعا می‌کند، بعد از هر نماز برای فرج مولایش دعا کند حاصل چنین دعایی از دو حال خارج نیست: یا ظهور مولایش تسریع می‌شود، یا حداقل اندوه خودش برطرف می‌شود. 📚 مکیال المکارم، ج ۱، ص۵۱۱.
‍ ▫️«... در غیبت امامتان، چشم‌های اهل ایمان برای او اشک خواهد ریخت! در امواج حوادث واژگون خواهید شد؛ مثل واژگونی کشتی‌ها در امواج دریا... » هشدارهای امام صادق علیه السلام اشک‌های مفضل را جاری کرد. نگاه نگرانش دنبال چاره می‌گشت برای آن روزگار پر از تردید؛ خورشید تابیده بود به ایوان خانه. شنید که امامش فرمود: این آفتاب را می‌بینی؟ والله که امر ما از این آفتاب هم روشن‌تر است! 📚 الكافي، جلد‏1، ص 336.
▪️آمده بود دیدن پدر. پدر داشت به پهنای صورت اشک می‌ریخت. پرسید: چه شده یا رسول الله؟ شنید: فاطمه‌ام! جبرییل خبر ناگواری برایم آورده: «روزی مردمانی از همین امت، حسین تو را به شهادت خواهند رساند». روضه‌ی جبرییل، فاطمه سلام الله علیها را هم بی‌قرار کرد. اشک‌ چشم‌هایش بند نمی‌آمد. پدر طاقت گریه‌های ریحانه‌اش را نداشت. باید با مژده‌ای قلب او را آرام می‌کرد. فرمود: « دخترم! سرانجام فرزندی از نسل حسین علیه‌السلام به حکومت خواهد رسید (و او انتقام جدّ خود را خواهد گرفت)» 💚قلب فاطمه سلام الله علیها با یاد مهدی موعود آرام گرفت. 📚برگرفته از کامل الزیارات، باب ۱۶، حدیث ۵.
🔘 به مناسبت سالروز تاسیس (هفدهمِ ماه مبارک رمضان)؛ ▫️یکی یکی خادمها را در آغوش می گرفت و می بوسید. همه ی وجودش را هیجانی عجیب فرا گرفته بود. قصه را که پرسیدند از تصادفش گفت؛ از پاهایی که فلج شده بود، از توسل های شبانه برای شفا گرفتن، و از سفرش به مسجد مقدس جمکران. ظهر آن روز با حالی خوش متوسل شده بود به امام عصر علیه السلام. خیلی زود نوری عجیب و بویی خوش، توجهش را جلب کرده بود . صاحبِ جمکران را دید در کنار قمر بنی هاشم علیه السلام. سر از پا نمی شناخت. همه ی وجودش غرق تماشا شده بود. صاحب زمین و زمان فرمود: «تو خوب شدی! برو به بقیه هم بگو که برای فرجم دعا کنند.» 📚 ملاقات با امام زمان علیه السلام در مسجد مقدس جمکران، ص۱۷۵.
▪️سوالش را که پرسید امام جواد علیه السلام گریه‌اش گرفت. آن هم چه گریه‌ای! تعجب کرد. با خودش گفت: مگر چه پرسیدم؟ پرسیده بود: بعد از نوه‌ی شما (امام عسکری علیه السلام)، چه کسی قرار است امام شود؟ ✦✦✦ـ امام که آرام شد، فرمود: بعد از او امامت می‌رسد به پسرش، قائم منتظَر. پرسید: قائم؟! چرا به او قائم می‌گویند؟ فرمود: چون وقتی قیام می‌کند که یادش در بین مردم مرده است!... ✦✦✦ـ دوباره پرسید: چرا به او منتظر می‌گویند؟ فرمود: چون او غایب خواهد شد؛ غیبتش هم طولانی خواهد بود. فقط اهل اخلاص هستند که منتظرش خواهند ماند. اما آن‌ها که اهل تردیدند وجودش را منکر می‌شوند. آن‌ها هم که اهل انکار هستند یادش را مسخره می‌کنند... 📚 برگرفته از کمال الدین، ج۲، ص ۳۷۸.
به مناسبت سالروز وفات افتخار ایران زمین، جناب سلمان فارسی علیه الرحمة (هشتم صفر)؛ ▪️از خوشحالی اشکش بند نمی‌آمد. مژده‌هایی از پیامبر صلی الله علیه وآله می‌شنید که تا آن روز نشنیده بود: "هر پیامبری دوازده جانشین دارد؛ دوازدهمین جانشین من، مهدی علیه السلام است. تو او را خواهی دید! هم تو، هم کسانی که مثل تو باشند، هم کسانی که با معرفت کامل او را ولیّ خود بدانند." سلمان پرسید: یعنی من تا آن روز زنده‌ام؟؟ پیامبر صلی الله علیه وآله آیه‌های رجعت را خواند. گریه‌های سلمان بیشتر شد. پرسید: آن روز شما هم خواهید بود؟! فرمود: " آری. هم من، هم علی، هم فاطمه، هم یازده فرزندشان. هر کس از ما باشد، هر کس همراه ما باشد، هر کس در راه ما رنج دیده باشد، همه آن‌ها هم خواهند بود!..." 📚برگرفته از دلائل الامامة، ص ۴۴۷. 📚مشابه در المقتضب الاثر، ص۶.
🥀مهدی ما که بیاید...... ‍ ▫️داشت قرآن می خواند. رسید به این آیه: «آن قدر با مشرکان بجنگید تا دیگر فتنه ای بر روی زمین نماند و دین تماما از آن خدا شود» (انفال:39) از امامش شنید: «هنوز این آیه محقق نشده؛ مهدی ما که بیاید، دین محمد صلی الله علیه وآله به سراسر زمین خواهید رسید؛ او که بیاید دیگر اثری از شرک نخواهد بود؛ و همان خواهد شد که خدا فرموده». امام صادق علیه السلام می‌فرمود و زراره می شنید. 📚 تفسیر عیاشی، جلد۲، ص۵۶. ‌‌ 🌐https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
🔘 به مناسبت سالروز تاسیس (هفدهمِ ماه مبارک رمضان)؛ ▫️یکی یکی خادمها را در آغوش می گرفت و می بوسید. همه ی وجودش را هیجانی عجیب فرا گرفته بود. قصه را که پرسیدند از تصادفش گفت؛ از پاهایی که فلج شده بود، از توسل های شبانه برای شفا گرفتن، و از سفرش به مسجد مقدس جمکران. ظهر آن روز با حالی خوش متوسل شده بود به امام عصر علیه السلام. خیلی زود نوری عجیب و بویی خوش، توجهش را جلب کرده بود . صاحبِ جمکران را دید در کنار قمر بنی هاشم علیه السلام. سر از پا نمی شناخت. همه ی وجودش غرق تماشا شده بود. صاحب زمین و زمان فرمود: «تو خوب شدی! برو به بقیه هم بگو که برای فرجم دعا کنند.» 📚 ملاقات با امام زمان علیه السلام در مسجد مقدس جمکران، ص۱۷۵.
‍ ▫️نوروز بود، رسید محضر امام. شنید: می دانی امروز چه روزیست؟ گفت: نوروز؛ روز جشن ایرانی ها و هدیه دادنشان به هم. صادق آل محمد فرمود: قسم به خدای کعبه! امروز پیشینه ای بلند دارد... نوروز، روزی است که ظاهر می شود، قائم ما آل محمد، از ورای پرده غیبت. مثل امروز است، روزی که پیروز می شود بر دجال، و می آویزدش بر مزبله کوفه. هیچ نوروزی نمی آید، مگر آنکه ما چشم به راهیم، ظهور قیام کننده را. چرا که از روزهای ما و شیعیان ماست، روز نوروز. 📚 بحارالانوار، ج 52، ص308 ┄┅┅┅┅┄💠┄┅┅┅┅┄ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
🌠 هر روز صبح به نيابت صاحب الزمان "سلام‌اللّه‌علیه" زيارت عاشورا بخوان به مسجد سهله مشرف بودم ناگاه سيد موقر معممى بر من داخل شد. قباى فاخر و عباى قرمزى پوشيده بود، به آن‏چه در زاويه حجره شامل كمى كتب، بعضى ظروف و فرشى بود، نظرى كرد و فرمود: براى حاجت دنيا تو را كفايت مى‏كند و تو هر روز صبح به نيابت حضرت صاحب الزمان "سلام‌اللّه‌علیه" زيارت عاشورا بخوانى. به قدر كفايت، معيشت هر ماهت را از من بگير كه اصلا به احدى محتاج نباشى. قدرى پول به من داد و گفت: اين كفايت يک ماه تو را مى‏نمايد، رو به در مسجد رفت و من به زمين چسبيده بودم، زبانم بند آمده بود، هرچه خواستم تكلم نمايم، نتوانستم و نتوانستم برخيزم تا سيد خارج شد. همين‏كه بيرون رفت، كأنه قيودى از آهن بر من بود كه باز شد و شرح صدرى پيدا كردم؛ برخاستم و از مسجد خارج شدم، هرچه تفحص كردم، اثرى از آن آقا نديدم! 📚 العبقري‌الحسان،ج۲،ص۵۱۹ 📚 جنات‌الفردوس،فصل‌دوم،ص۱۱۲ 📌 #️⃣
▪️زائر کربلا بود. دلش بی‌تاب دیدن امام غایب. کنار ضریح شش‌گوشه از خدا توفیق تشرف خواست. لحظه‌ای بعد،‌ سیّدی بزرگوار دید؛ ماه‌تر از ماه، خورشیدتر از خورشید. پرسید: شما؟! شنید: مظلوم‌ترین فرد عالَم! با خودش گفت: «شاید اشتباه شنیده‌ام؛ حتماً عالِم بزرگواری است، دل‌آزرده از قدرنشناسی مردم». به خودش که آمد، دیگر آن آقا را ندید. تازه فهمید دعایی كه زیر قبه کرده بود مستجاب شده! 📚 شيفتگان حضرت مهدى علیه السلام، ج 3، ص160. تشرف مرحوم سید اسماعیل شرفی 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
‍ ▫️حاجتی ذهن و دلش را مشغول کرده بود. گره از کارش باز نمی‌شد رفت زیارت خانه خدا. در جوارِ کعبه، لحظه‌ای خواب چشمانش را گرفت. در همان عالم رویا، شرفیاب شد خدمتِ پیامبر صلی الله علیه وآله. حاجتش را به خاتم الانبیا گفت. حضرت حواله‌اش داد به خاتم الاوصیاء! شنید که: "دوران، دورانِ فرزندم مهدی است؛ هر حاجتی داری از او بخواه." 📚 ماهنامه فرهنگی موعود، شماره ۱۸ و ۱۹. صلی الله علیه و آله https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313