🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
بسم الله الرحمن الرحیم
🌹 آیه ۹۲ سوره اعراف
🌸 الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا ۚ الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ (۹۲)
🍀 ترجمه: كسانی كه شعیب را تكذیب كردند گویی در آن شهر سكونت نداشتند، آنان كه شعیب را تكذیب كردند، همان زیانكاران بودند (۹۲)
🌸 سپس ابعاد وحشتناک اين زلزله عجيب را با اين جمله تشريح كرده، مى گويد: {الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا: کسانی که شعیب را تکذیب کردند گویی در آن شهر سکونت نداشتند} و سپس مى فرمايد: {الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ: آنان که شعیب را تکذیب کردند، همان زیانکاران بودند}
آیه 92🌹 ازسوره اعراف🌹
الَّذِينَ=آنان که
كَذَّبُوا =دروغگو شمردند
شُعَيْباً =شعيب را
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا= گویانبودند
فِيهَا =درآنجا
الَّذِينَ=آنان که
كَذَّبُوا =دروغگو شمردند
شُعَيْباً=شعيب را
كانُوا =بودند
هُمُ =همان
الْخاسِرِينَ=زیانکاران
🌹🍃🌹🍃🌹
Mohsen Qaraati92 (1).mp3
زمان:
حجم:
2M
آیه ۹۲ ازسوره اعراف
🌹استاد قرائتی
@Emam_kh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴جزئیاتی از پاسخ رهبر انقلاب به ترامپ به روایت سرلشکر باقری: تدابیر ایشان بر این مبنا بود که مذاکره مستقیم نخواهیم کرد، اما مذاکره غیرمستقیم ایرادی ندارد
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح:
🔴 اخیرا رئیس دولت آمریکا نامهای برای مقام معظم رهبری نوشت و پاسخ درخور خودش را هم با لحاظ تدابیر و اوامر ایشان دریافت کرد. تدابیر ایشان بر این مبنا بود که ما آغازگر جنگ نیستیم؛ هرگونه تهدید را با تمام قوا پاسخ خواهیم داد؛ به دنبال آرامش در منطقه هستیم.
🔴 در مسئله هستهای به دنبال سلاح هستهای نیستیم و نیازهای ملت خودمان را در هستهای دنبال میکنیم؛ مذاکره مستقیم نخواهیم کرد، اما مذاکره غیرمستقیم ایرادی ندارد؛ شما بدقولترین و بدعهدترین طرف در مذاکرات گذشته بودید و لذا هیچ اعتمادی به شما وجود ندارد./تسنیم
@Emam_kh
⭕️خبر عجیبی بود!
❌️سهچهارم دانشمندان آمریکایی به خاطر تصمیمات سختگیرانه ترامپ به فکر مهاجرت به اروپا هستند!
❌️اونجا سلبریتی و غربزده و کانال زرد ندارن تا برای فرار مغزها داد و فریاد راه بندازن؟ یا برای اونا طبیعی و نرمال هست و فقط واسه ما نشونه بدبختیه؟
@Emam_kh
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار آیت الله خامنه ای به ملت ایران...🤔
بر گردن تک تک ماست اگر این تهدید بزرگ را منتشر نکنید
روز قیامت تک تک شهدا یقه من و شما را خواهند گرفت، مطمئن باشید...
آب دستت هست بگذار زمین و منتشر کنید.
واجب ترین کار و حداقل کاری که از دست تک تک ما برمیاد، بیدار کردن مردم است
رسانه دست دشمن است که این واقعیت را پخش نمی کند و نمی گذارد بدست تک تک مردم برسد...
دیدن این فیلم برای فعالان فرهنگی و باغیرت های کشور ضروری و نشر مجدد در فضای مجازی لازم است
نشر حداکثری...👆👆
🇮🇷 @Emam_kh
💠 تاخیر پرداخت فطریه از عید فطر
💬سؤال: آیا می شود زکات فطره را روز عید فطر جدا کرد و چند روز بعد از عید فطر به فقرا داد؟
✅ جواب:
🔹#مقام_معظم_رهبری: تأخیر در پرداخت چنانچه برای غرض عقلایی باشد و سهل انگاری محسوب نشود، اشکال ندارد و اگر زکات فطره را کنار نگذاشته باشد نیز با عدم پرداخت بنا بر احتیاط واجب ساقط نمی شود و باید با قصد قربت و بدون نیت ادا و قضا، فطریه را بپردازد.
📚 پینوشت:
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
@Emam_kh
✨بـانـوے_پـاک_مـن_۱
🌹قسـمـت اول
"کارن"
صدای جر و بحث گوشمو کر کرده بود.دیگه این دعواها برام عادی بود اما حوصله واعصاب شنیدنشون رو نداشتم.عینک دودیم و سوئیچمو برداشتم و از اون خونه نحس زدم بیرون.احتیاج به هوا خوری و هوای آزاد داشتم.هوای خونه بااونهمه دعوا و جر و بحث خفه و دلگیر بود.
تصور من همیشه از خونه و خانواده اینی نبود که میدیدم و حسش میکردم.
مادر و پدری که اشتباهی ازدواج کردن تا کارشون به بحث طلاق بکشه.
مادرم ایرانی و پدرم خارجی بود.بعد ۳۰سال زندگی حالا تصمیم گرفته بودن ازهم جدابشن.اونم باداشتن یک پسر بزرگ مثل من.
بی هدف تو خیابونا قدم میزدم و به زندگی پوچم فکر میکردم.این زندگی اونی نبود که من میخواستم.زندگی که با پارتی رفتن و الکل خوردن بگذره نفرین شده است.
اما کی زندگی منو نفرین میکنه اخه؟
دستی لای موهای خرماییم کشیدم و نفسمو بیرون دادم.
مامان میخواست برگرده ایران،کشور مادری خودش.اما پدرم مخالف بود و میگفت اگه میخوای بری باید طلاق بگیری.
مصر بودن مادرمم رو این موضوع باعث شده بود که امروز بره دادخواست طلاق بده.منم بدم نمیومد برم ایران.کشوری که همیشه مامانم ازش تعریف میکرد.ازمردم خوب و مهمون نوازش،از آداب و رسومش،از پوشش ولباساش.
اما همین دینشون ممکن بود برام مشکل به وجود بیاره.
پوزخندی زدم و برای فرار از فکرای مزخرفم بازم به پارتی و دختربازی رو آوردم.خسته شده بودم ازاین کارام اما چاره ای نبود.
میدونستم برم ایران از این خبرا نیست باید خودمو تخلیه میکردم.
من، کارن۲۷ساله تا این مدتی گه ازعمرم گذشته عاشق هیچکدوم از دخترای دور و اطرافم نشدم و نمیشم.خیلی از احساساتم رو کشتم تا به زندگی جهنمیم همینطور که هست ادامه بدم.
نیمه های شب،با مستی برگشتم خونه و تاصبح از سردرد دیوونه شدم.
فردای اون روز مامان قصد سفر کرد و چمدونش رو بست منم لباسامو ریختم تو کولمو آماده گذاشتم برای رفتن.مثل اینکه برایفرداشب بلیط پرواز داشتیم.
صدای زنگ موبایلم اومد.
_بله.
_سلام کارن.
_سلام.کاری داری؟
_تو دیگه مثل مادرت بی احساس نباش.
پوزخندی زدم و گفتم:همین شما دونفر احساساتمو کشتین.
_میخوام باهات حرف بزنم.
رو تخت نشستم و دستمو بردم لای موهام.
_من حرفی باشما ندارم.تصمیممو گرفتم با مامان میرم.هیچ چیزم نمیتونه منو از تصمیمم منصرف کنه.
_اما پسرم من...
_همین که گفتم...
سریع ارتباط رو قطع کردم.
فوری برام پیام اومد.از طرف بابا بود.نوشته بود"اگه از فرانسه پاتو گذاشتی بیرون فکر ارث و میراثو ازسرت بیرون کن"
پوزخند زشتی کنار لبم جاخوش کرد.ارث و میراث؟هه مامانم دوبرابر اونو داره خیالت تخت.
ادامه دارد...
نویسنده_زهرا_بانو