یک نهی از منکر ناااااب
داخل نانوایی سنگک بودم.نون ها کوچک... 😒تقریبا با چشم غیر مسلح رویت نمی شد...😕
خانمی کنارم بود که با تاسف بهم گفت:"وااای...!چقدر نون هاش کوچیکه...!!"☹
به تابلوی نصب شده روی دیوار اشاره کردم و گفتم:"اونجا زده که باید وزن هر چانه۵۶۰و هر نون۴۰۰گرم باید باشه...🤔"
گفت:"خب حالا ما از کجا بفهمیم وزن این نون ها چقدره؟"☹
+ کنار نانوایی یه سوپری هست که ترازو داره...البته وزیفه نانوا اینه که ترازوش آماده در دسترس باشه...🙄 من نونم رو بگیرم فوری این بغل می کشمش...🤔
_ خب حالا اگه کم بود ما از کجا بفهمیم باخبر شیم؟😒
+ اگه بفهمم کم گذاشته که سرم رو نمی اندازم پایین برم خونه.برمی گردم و شلوارش رو پرچم می کنم.😎
هر۶ تا نون من از تنور در اومد و تشکر کنان رفتم سوپری.به قدر وزن ۱ نون کم بود😵
فوری برگشتم.با صدای بلند گفتم:"یه نون رد کن بیاد...😠"
پرسید:"مگه همش رو نگرفتی؟🤥"
+ به قدر وزن یه نون کامل کم گذاشتی.بده بیاد...😠
_ می خواستی از اول بگی که اگه کم باشه می خوای نون اضافه بگیری...🤥
+ تو می خواستی اولش کنار اون تابلو بنویسی می خوای مال مردم رو کم بذاری...😠 وای به حالت...😡 مول رو کامل می گیری و نون رو ناقص می دی...🤬 خوب شد جلوی تنور وایسادی و آتیش جهنم جلو چشمته...😤
اون یکی شاطر که خوب می دونست چه غلطی کردن فوری گفت یه نون بدن بهم.ترسیده بود.😥
نون رو گرفتم و گبتم:"خدا رحم کرد وزیر نشدی.وگرنه از هر۶ چاه نفت یکی رو خالی می کردی توی جیبت😒
"جمعیت داخل صف حال کرده بودن.یه پیر مرد بلند گفت:"آفرین🤩"
همون طور که فاتحانه از نانوایی بیرون می اومدم به مردم گفتم:"اگه همه همین کار رو بکنیم مملکت درست می شه...😎"
با۷تا نون رفتم خونه و هرچی شماره تلفن رسیدگی به شکایات آرد و نان رو گرفتم تا مرحله بالاتر نهی از منکر رو ادا کنم کسی جواب نداد...😔
کاش می دونستم بعد از من نفر بعدی توی صف با کمبود وزن نون ها چه کرده...کاش می دونستم توی دل اوندخانم نگران درباره اقدان انقلابی من چه گذشت...
#ویل_للمُطفّفین