✨🩰سرور عمه امیلی🎉🎀
وای چه ولفینا ناااااااازی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨🩰سرور عمه امیلی🎉🎀
واییییییییییی چهههههه خمیر ولفیناییه نازییییییی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اما: مثل همیشه از خواب بیدار شدم و لباسام و پوشیدم و دوربین و وسایل عجیبم و برداشتم رفتم سمته مدرسه جایی که فقط یه نفر من و دوست داره که اونم میاعه. دوست صمیمیم یعنی بهتره بگم تنها دوستم. اون روز اخرین روز مدرسه بود و واقعا حس عجیبی داشتم مثل خودم که عجیبم.
میا یه شخصیت خیلی رئیس تور داره و دوست داره فقط دستور بده ولی دوست خیلی خوبیه.
کل زمانی که تو کلاس و مدرسه بودیم بچه ها داشتن راجب این میگفتن که خوشحالن که بلخره از دست من راحت میشن ولی دیگه برام مهم نبود چون من یه دوست خوب دارم قراره تا ابد کنار هم باشیم.
توراه خونه که بودیم دوربینم که همه چیزم بود عاشقش بودم دستم بود داشتم از دور و اطرافم عکس میگرفتم که یه دفعه،یه ادم ناشناس که میخورد همسن خودمون باشه بای شنله مشکی و کلاهی که اونم مشکی بود اومد دوربینم و از دستم کشید و فرار کرد.
میا:کجا میری دزد کثیف پسش بده
ناشناس:اگه این و میخواین خودتون بیاین پسش بگیرین
اما:باهم دویدیم و رفتیم دنبالش و اون فرد ناشناس تو یه چیزی شبیه به ورودی رفت که داشت بسته میشد ولی خوش بختانه تونستیم بریم تو ورودی و وارد یه .......
پارت یک به اتمام رسید
✨🩰سرور عمه امیلی🎉🎀
اما: مثل همیشه از خواب بیدار شدم و لباسام و پوشیدم و دوربین و وسایل عجیبم و برداشتم رفتم سمته مدرسه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍓: این پیامو فور کنید چنلتون و بیاین پیویم اوسیتونو بدید منم ازین خنگولک ها براتون میکشم😕🤏🏻
ضرفیتم نداره
نسخه ی دیجیتالیه اما✨
❥______🍥______❥
#آرت
❥______🍥______❥
https://eitaa.com/Emily9318
❥______🍥______❥