اینک
من آن برگ پائیزیام،
که پس از فصول متوالی
ماندن بر صحنهی روزگار،
خسته، فرو میریزد.
𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
امواج فیروزهای و بیقرار، ذهنم را احاطه کردهاند؛ و اکنون آن پرتوهای پرنور و گرما بخش به سردی یخ مبدل شدهاند.