𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
در تقابل میان منو من،
به بند کشید مرا خودام؛
دستان خودم طناب دار را به گردن خودم آویخت؛ و خودم به جرم کشتن خودم به سزای اعمالام رسیدم.
هدایت شده از ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
باید اعتراف کنم اینقدر حافظ برام جایگاه بالا و غیرقابل تصوری داره که شده حتی بعضی وقت ها بشینم ازش خواهش کنم که توی فلان کار یا مشکلی بهم کمک کنه و بعد برگ های خودم سوخته که چرا همچین کاری کردم.