𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
گفت من تورا البته خواهم کشت. گفت مرا گناهی نیست که خدا قربانی پرهیزگاران را خواهد پذیرفت.
اگر تو به کشتن من دست برآوری، من هرگز به کشتن تو دست برنیاورم که من از خدای جهانیان می ترسم. میخواهم که گناه کشتن من و گناه مخالفت تو هردو به تو بازگردد تا اهل جهنم شوی که آن آتش جزای ستمکاران عالم است.
_سمفونیِ مردگان.
𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
سحرگاه روز ۱۶ آذر ماه؛
هنگامی که موجی از ناامیدی هیکلش را پوشانده بود...
و شرمسار از آنچه کرده بود،
از آنچه میخواست و نشد،
از آنچه توقعش را داشت و به صفحه ی حقیقت نچسبیده بود؛
او صبحش را آغاز کرده بود، همانند میلیونها انسان دیگر. اما نه اینکه او بخواهد آغاز شود، نه؛ سرنوشت اورا به اینجا رسانده بود.
_SH