𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
23:25
شدهام یک روانی تحت تعقیب، توسط نیروهای مسلحی که فرماندهیشان را خودام بر عهده دارم.
مگر من چند نفر است که هربار در آینه در تقاطع من و من با شخص جدیدی برخورد میکنم؟
درونم کودتاست؛ اما دراین میان هنوز درست نمیتوانم بین من و من تنها یکی را به رهبری برگزینم.
و اما صدایی مدام میگوید:
[تو نمیتونی نیمی از خودتو نابود کنی، هانوش.]