هدایت شده از ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
اینکه یهو به خودم میام و میبینم زندگیم شبیه کتاب هامه گاهی.. زیاد جالب نیست چون، همیشه شخصیت اصلی کتابهایی که میخونم خودکشی میکنه!
من رو میترسونه، اینکه متوجه شدم زندگیم فرقی با زندگیِ خانوادهی آیدین نداره..
اینکه روزی خودمان را آتش خواهیم زد، همدیگر را زنده خاک خواهیم کرد، خودمان را در آب حلقآویز خواهیم کرد، در مریضی خواهیم مرد و ...
من میترسم چرا که با آیدین و زندگیاش تفاوتی ندارم، میترسم چرا که میدانم روزی فرار خواهم کرد روزی در آرزوهایم خواهم مرد روزی، روزی برای همیشه خواهم مرد و همچون جسم متحرکی در شهر پرسه خواهم زد!
همانطور که حالا مرا دیوانه میخوانند، آن روز سوجی خطاب خواهم شد.
#Absurd_thoughts