https://harfeto.timefriend.net/16295750153705
لینک ناشناس رو عوض کردم
اگه حرفی زدید توی لینک قبلی و نزاشتم دوباره بگید
پشمام نریخ😐 کتابش درسته نویسنده آمریکایی که خیلی وقته فوت شده یا بطور اتفاقی گفته ویا طبق برنامهریزی سیاست های آمریکا و نقشه هاشون برای دنیا از یه جایی به ایجاد این بیماری بو برده بوده😒 مطالب زیادی برای اثبات هستش چون طولانیه نمیگم،مثل پیشگوییایی که کرده و کاملا اشتباه بوده و جزئیات پیشگوئیش در مورد کوید19
ــــــــــــــــــــ
پیش گویی که نیست احتمالا همون برنامه ریزی شده باشه
1_
اوایل مهر بود و هوا سرد بود
خیلی خیلی سرد؛ سرمای هوا بی سابقه بود مثل خلوت بودن ایستگاه اتوبوس همیشه شلوغ سر خیابون.
تنها چیزی که ثابت بود تاخیر اتوبوسی بود که بعد از ده دقیقه رسید
چراغ های سفید و سقفی اتوبوس فضا را غیر قابل تحمل و خفقان آور کرده بود و حس و حال بیمارستان رو القا میکرد. همیشه هوای ابری رو دوست داشت اما به شرط این که بارونی هم همراه هوای ابری باشه!
نفس عمیقی کشید و سرش رو برگردوند که چشم هاش گیر کرد توی چشم های اشنایی که پرتش کرد به پنج سال پیش...
خستگی یک روز کاری به تنش مونده بود اوایل فروردین بود و کافه مثل همیشه شلوغ بود حوالی ساعت پنج بود که در باز شد و دختری نهایتا 17 ساله با چند تا دختر همسن و سالش وارد کافه شد همون دختری که دوستاش آیدا صداش میکردند و چشم هایی بی نهایت سیاه داشت چشم هایی که فقط پنج شنبه های هر هفته اجازه دیدنش رو داشت
درسته که سن دخترک کم بود اما اخلاق و رفتار و متانتش باعث شده بود جذب نگاهی بشه که تا به حال شبیه اون رو ندیده بود...
با دستی که روی شونش نشست از فکر بیرون اومد پارسا بود دوست قدیمی ای که شروع دوستی شون شون برمی گشت به پنج سال پیش
+کجایی پسر پاشو رسیدیم...
و ما،
همه ی ما
برای باورِ جهان
باورِ روح،
نَفس،
خود
و زندگی
نیازمند معجزه هستیم
و چه بسا معجزه
آغاز پریدن پلک،
تپش شدید قلب،
لرزش دست
و آرامشی است که
سرچشمه ی آن
از یک نگاه،
یک آغوش
و یا یک بوسه از محبوبت است
əʇəɹuıʇʎ
و ما، همه ی ما برای باورِ جهان باورِ روح، نَفس، خود و زندگی نیازمند معجزه هستیم و چه بسا معجزه آغاز
بزارید ویس بگیرم با لحن درست متن واستون بخونم