من از زخمهایی که خوردم پـُرم ..
تو باید از این پله بالا بری ؛
تو بالا نری ... ، من زمین میخورم : )))
ִֶָ انقضا𓍼
سه ِشهریور ؛ تو باید همون روز خوبی باشی ، که برام حقایق رو روشن میکنی !
چهار ِشهریور ؛ تو باید همون روز خوبی باشی که بعد مدتها میرسی !
هدایت شده از عینك ِغبارگرفته .
برایِ تویِ دل شکسته؛
کسی که دلت و شکسته راحت داره الان زندگیشو میکنه؛میدونم سخته ولی سعی کن بهش فکر نکنی؛
ִֶָ انقضا𓍼
برایِ تویِ دل شکسته؛ کسی که دلت و شکسته راحت داره الان زندگیشو میکنه؛میدونم سخته ولی سعی کن بهش فکر
فراموش کردن و فکر نکردن خیلی سخته .. خیلی : )))
در شلوغی تظاهر میکنی که تنها نیستی اما تنها ترین فرد آن جمع تو هستی چون آن یک نفر که باید باشد نیست.
ִֶָ انقضا𓍼
چهار ِشهریور ؛ تو باید همون روز خوبی باشی که بعد مدتها میرسی !
پنج ِشهریور ؛ تو باید روز زیبا و پدیدآور حقیقتی باشی ، که منتظرش بودیم !