شادمهر میگه:
اون که با خود خواهیاش این عشق و باطل کرد بهم بگو تو بودی یا من؟!
اون که پامونو رفیق موج و ساحل کرد خودت بگو تو بودی یا من؟!
...😭
او یک شخصیت ساده است.
از باکو، مجرد.
آپارتمانهای گرانقیمت دارد.
جوان، اما با وقار.
ظاهری پدری دارد.
اما در واقع، یک فرد سطحی است.
یک قایق تفریحی در نظر دارد.
باد بسیار شدیدی میوزد.
فکر نکن.
واقعیتها را بپذیر.
هر چقدر هم که حرف بزنی،
قانون برای همه یکسان است.
یک آیفون بخر.
هزینه یک رستوران را پرداخت کن.
بدون هیچ دلیلی، به من هدیه بده.
یک انگشتر با اسم من.
حداقل ضروری.
دلم را بلرزان.
بدون هیچ دلیلی، من را در آغوش بگیر.
(ای) دوست داشته باش، قدر بدان، احترام بگذار.
(ای) احساسات قویترین هستند.
این حداقل ضروری است.
(حداقل ضروری، ای)
این حداقل ضروری است.
(خداحافظ، حداقل ضروری)
ای، این حداقل ضروری است.
با محافظانش گلف بازی میکند.
یک جوان جدی.
در خارج از کشور تحصیل کرده است.
یک آقای بسیار ثروتمند.
فقط پسر مادرش است.
فقط برای او هدیه میخرد.
بسیار زیاد مصرف میکند.
همیشه مست است.
فکر نکن.
واقعیتها را بپذیر.
هر چقدر هم که حرف بزنی،
قانون برای همه یکسان است.
یک آیفون بخر.
هزینه یک رستوران را پرداخت کن.
بدون هیچ دلیلی، به من هدیه بده.
یک انگشتر با اسم من.
حداقل ضروری.
دلم را بلرزان.
بدون هیچ دلیلی، من را در آغوش بگیر.
(ای) دوست داشته باش، قدر بدان، احترام بگذار.
(ای) احساسات قویترین هستند.
این حداقل ضروری است.
(حداقل ضروری، ای)
این حداقل ضروری است.
(خداحافظ، حداقل ضروری)
ای، این حداقل ضروری است.