eitaa logo
بهارمهدوی
1.2هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
12.7هزار ویدیو
211 فایل
نشر مطالب کانال با ذکرصلوات برای تعجیل در فرج صاحب الزمان (عج الله)آزاد هست ان شاءالله عضو همیشگی کانالمون باشیدنشر مطالب حلالتون ... انتقاد پیشنهاد داشتید در خدمتیم . @compassionate @waiting110 کانال گروه جهادی https://eitaa.com/jahadi_ashooraeiyan
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖دعایی که در زمان غیبت بایدهر روز خوانده شود اللهُمَّ عَرِّفنیِ نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی نَفْسَکَ لَمْ اَعرِفْ رَسُولَکَ، اَللهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعرِّفْ حُجَّتَکَ، اللهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَْم تُعَرِّفنی حُجَّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینیِ . 🌷دعای غریق🌷 دعای تثبیت ایمان دراخرالزمان یا اَللَّهُ یا رَحْمن یا رَحِیم یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِیِ عَلی دِینک إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً 🏴 @Excerpt
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️ بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد! 💔 مقبل گوید که چون واقعه شهادت را تمام نمودم بود. چندان خواندم و گریستم تا آن که در بستر غنودم. 🌤 در عالم خواب، خود را در روضه عرش درجه فرزند ابوتراب دیدم، و در حرم محترم منبری گذارده بودند. صاحب محراب و منبر یعنی جناب پیغمبر (ص) نیز تشریف داشت. 🦋 در آن اثنا محتشم را حاضر کردند. فرمودند: امشب شب جمعه است بر منبر برو و چیزی در مصیبت فرزندم بخوان. 💘 محتشم به امر آن سیّد محترم بر منبر رفت. خواست در اول درجه بنشیند حضرت فرمود: بالا برو، و چون به پله دوم رفت فرمود: بالا برو، و همچنین تا به عرشه منبر نشست و خواند: 👈 بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد 👈 شور نشور واهمه را در گمان فتاد... 🌹 مقبل گوید: پس از فراغ از تعزیه داری و سوگواری، جناب سیّد امم، خلعتی به محتشم عطا نمود. ☀️ من در این خیال بودم که البته اشعار من قبول سید ابرار نگشته! زیرا به من التفاتی ننموده و امر به خواندنم نفرمود، که ناگاه حوریه ای به خدمت سیّد دوسرا عرض کرد که انسیّه حوراء جناب فاطمه زهرا می گوید که مقرّر بفرما مقبل واقعه ای در مرثیه سید الشهداء بخواند. 💚 پس حضرت مرا امر فرمود، بر منبر رفتم و بر پله اول ایستادم و خواندم: 👈 روایت است که چون تنگ شد بر او میدان 👈 فتاد از حرکت ذوالجناح و از جولان 👈 نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت 👈 نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت 👈 کشید پا ز رکاب آن خلاصه ایجاد 👈 به رنگ پرتو خورشید بر زمین افتاد 👈 بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد 👈 اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد ⛈ ناگاه کسی اشاره نمود که فرو بیا؛ دختر سیّد دوسرا بیهوش گشته. 🦋 من فرود آمدم و منتظر عطای خیرالانام بودم که دیدم ضریح منوّر سبط خیر البشر باز شد، و شخص جلیل القدری برآمد، اما زخم سینه اش از ستاره افزون، و جراحات بدنش از حدّ و حصر بیرون؛ خلعت فاخری به من عطا نمود. 🏴 @Excerpt
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا