از بزرگان ما نقل شده که اولیا الله چشم برزخی داشتند، به صورت آدمها نگاه نمیکردند که چیزی رو متوجه نشن. الگوی شما کیه که بدون اطلاع، انقدر راحت و بدون اینکه تن و بدنتون بلرزه حلالزاده بودن کسی رو زیر سوال میبرید؟
چیزی که اونها توی محاسباتشون همیشه در نظر نمیگیرن و تصور میکنن به راحتی میشه برای براندازی ایران تلاش کرد، هستهی سخت اعتقادی مردمیه که تعدادشون هم کم نیست و نهتنها حاضراند برای اعتقاد و ایدئولوژیشون بمیرند، بلکه آرزوشون اینه و با این رویا بزرگ شدند.
نمیدونم چطوری میشه که رهبری مرکزی و فرماندههای نیروهای نظامیت رو بزنند، افرادی که مسئول طرحریزی، مدیریت و رهبری فضای جنگیاند، و از طرف دیگه، بقیهی نیروها، دلبستگی عاطفی شدیدی نسبت بهشون دارند و ممکنه روحیهشون از دست بره و دستشون بلرزه و پاهاشون سست بشه، ولی بهجاش اعتقادشون راسختر بشه و من بهعنوان یک شهروند، حتی لحظهای احساس تزلزل توی نظام حاکمیت برای براندازی نکنم.
انگار که مغز متفکر از بین بره و هر عضو، مستقل از مغزی که هماهنگکنندهست، کارکرد خودش رو داشته باشه و در عین حال با هماهنگی با دیگر اعضا، همچنان سرپا باشه و بِدَوه. این، چیزی شبیه به معجزهست که فقط «ایدئولوژی» میتونه رقمش بزنه. من همیشه به ساختارهای ایدئولوژیکی نقد داشتم، ولی الان میتونم اعتراف کنم که در زمانهای حساس، هیچچیز بهاندازهی این ساختارها بهکار نمیان.
الان، اهمیت کار تمام مردم عادیای که توی خیابوناند بهاندازهی نیروهای رسمی نظامی نباشه، کمتر نیست. همهی اونها دارن برای امنیت ما تلاش میکنند و اگر لحظهای خالی باشه همهمون میدونیم با چه افرادی پر میشه و درنهایت چه افرادی خواهند اومد و چه بلاهایی سر ما میارن. کمااینکه همین الان، هستههای تجزیهطلب، لب مرزها منتظر لحظهای سستی توی حاکمیتاند.
خداروشکر چون بچهها بیرون بودن، هیچکس چیزیش نشده. ولی اگه بهجای دیروز، دوشنبه میزدن احتمالا من اینجا نبودم، چون حوصلهی تو خیابونموندن رو نداشتم. :))
موبایلم رو شیشسال پیش خریدم. تمام آهنگهایی که توی این شیشسال گوش کردم، بر اساس تعداد پخششون توی لیستی به اسم «Most played» قرار داده شدن. و قطعهی سوم این لیست، «علاج» چاوشیه.
نمیدونم چندبار گوشش دادم که قطعهی سوم شده، ولی میدونم هر بار که چاوشی خونده «مردم، خدا مراقب ماست» موی تنم سیخ و دلم قرص شده.
عاشق صدای پهپاد شاهدم. یه لاتی خاصی داره. تو آسمونه. همه هم میدونن تو آسمونه. ولی هیچکس نمیزنهش. میره و میخوره به هدف. ویییژژژژژژ، بوم.
با صدای بمب از خواب بیدار شدم. مامانم اومد بالاسرم گفت پاشو نزدیکمون رو زدن. گفتم افتاده دیگه، خب چهکار کنم؟ پتو رو کشیدم سرم به ادامهی خواب پرداختم.
در هر شرایطی، خواب اولویته.
با مارش نظامی، مجری شبکهی خبر با دیالوگ «شنوندگان عزیز، توجه فرمایید»، و با کلمات و لحن حماسی، اعلام کرد یه یک جنگندهی آمریکایی هدف قرار گرفت. که باز از جنگ قبلی درس نگرفتن و بدون فیلم و سند و مدرک خبرش رو کار کردن.
از طرف دیگه، اینور و اونور اعلام میکنند که تکتک آمریکاییها باید با تابوت برگردن، بعد یک روز کامل گوشهی تصویر، فیلم برگشتن سه نظامی آمریکایی رو نشون میدن.
واقعا قوهی عاقلهای توی صدا و سیما وجود نداره. اینهمه از ما تلفات گرفتن، از عالیترین مرتبههای سیاسی و نظامی تا نظامیها و مردم معمولی. بعد صداوسیما پز کشتهشدن سهنظامی معمولی آمریکایی رو میده.
خب اینکه بیشتر تحقیر خودمونه احمق.