یک.
میگن اگر قرار بر موروثیشدن بود، رهبر دوم، از فرزندان امامخمینی بود. هر چند که من، همونطور که قبلا گفتم قائل به سلامت سیاسی رهبر قبلی و رهبر فعلیام، اینکه چهلسال قبل موروثی نبوده، دلیل بر این نمیشه که اینبار هم نشه.
دو.
من قائل به موروثیشدن به معنی ولیعهدی نیستم. هر چی بوده، «انتخاب» مجلس خبرگان بوده. حتی اگر اون انتخاب با فشارهای سیاسی بوده باشه. ولی این انتخاب، موروثی بوده. به این معنی که مجلس خبرگان، بهواسطهی نام خانوادگیشون، ایشون رو شناخته و مورد بررسی قرار داده. از طرف دیگه اکثر شماها هیچ شناختی از ایشون ندارید. هیچ سمت اجرایی، هیچ جهتگیری سیاسی، هیچ سخنرانی مخصوص عامهی مردم از ایشون نیست. شما با تفکرات و جهانبینی و ایدئولوژیشون آشنا نیستید و صرف خامنهایبودنه که از انتخابش خوشحالید. از این جهت این انتخاب موروثیه. همونطور که دیشب گفتم. تنها اطلاعاتی که ما از رهبر فعلی داریم اینه که پسر رهبر قبلیه. آیا لزوما عیبه؟ خیر. ولی نمیشه منکر این قضیه شد.
سه.
دیشب به من گفتن خب گزینهی دیگهای نبود اگر ایشون نه، پس کی. یک لیستی هم از گزینههای خبرگان منتشر شد که من صحت و سقمش رو نمیدونم؛ ولی بین اون لیست، بازم خداروشکر که ایشون انتخاب شد.
ببینید، اینکه گزینهی دیگهای وجود نداشت، تقصیر من و توی مردم نیست. این باگ نظام سیاسی و انتخاب به این شیوهست که در نهایت به جایی ختم میشه که شخصیت اثرگذار برای انتخاب برای رهبری رو نداشته باشه و مجبور باشه این شبههها رو به جون بخره. همونطوری که توی انتخاب ریاستجمهور به بنبست سیاسی رسیده بود و ازش پزشکیان درومد.
دیشب خیلیها داشتن به من چرایی ولی فقیه رو توضیح میدادن. من هم اون دلایل رو میدونم، هم قائلم به ولایت فقیه در عصر غیبت. ولی نه به این شکل و از طریق ساختارهای سیاسی. یکی دو روز قبل از این اتفاقات توی تلگرام یه پست گذاشتم و توضیح دادم چرا با این شیوهی انتخاب مخالفم.
چهار.
یک سِمَت سیاسی هست، یک سمت ولایت فقیهی. که جفتش در یک عنوان به اسم «رهبر» گنجونده شده. بهنظر من لازمهی انتخاب جفتشون، شناختهشدنه. من تا وقتی که با بینش و نظر کسی که قراره دلم رو بهش بسپرم و چشمبسته روی همهی نظراتش بگم چشم، آشنا نباشم، چطوری میتونم این کار رو کنم؟ مثل این میمونه که بخوام برای خودم مرجع تقلید انتخاب کنم، ولی بدون هیچ شناختی و بدون خوندن کتابها و فهمیدن نظراتش نسبت به مسائل رندم یکی رو انتخاب کنم.
یا عالیترین مقام سیاسی کشور که راهبردهای کلیدی رو مشخص میکنه، ولی من عامه، هیچ کارنامهی مدیریتی و سمت سیاسی ازش ندیدم و باز هم از ایدئولوژیش خبر ندارم. پس شناختهشدن اینجا مهمه. شاید بگید که مجلس خبرگان و اینداستانها، که خب.
پنج.
یکسریها از دیشب داشتن میگفتن اشتباه قبلی رو تکرار نمیکنیم، از همین الان میگیم امام. که خب. :))
معصومبودن و امامبودن، یک دکمه نیست که بزننش و تق، کسی که تا دیشب غیر معصوم بوده و قابل نقد، از همین لحظه به بعد هیچ نقدی بهش وارد نباشه و هیچ کار اشتباهی انجام نده.
شش.
فکر کردن و تصمیمگیری، فطرت انسانیه. من سواد زیادی ندارم. به غیر از حوزهی تخصصی خودم، ادعایی هم. بهغیر از اصول دین که پنجتاست و عضو ششمی نداره، درمورد یکسری چیزها فکر میکنم و نظرم رو میگم و هر چیزی که به نظرم غیر منطقی باشه رو نمیپذیرم. قطعا نظرم میتونه غلط باشه و همیشه در رو برای نقد و تغییر/اصلاح نظر خودم باز گذاشتم. همونطوری که دیشب حدود سی نفر «محترمانه» نظرتون رو نسبت به پستها گفتن و من هم جواب دادم. برچسبزدن، کار خالهزنکهاست و در گفتوگو رو میبنده. من «حتی به غلط» طبق فطرتم عمل میکنم و سعی میکنم از رفتارهای هیجانی پرهیز کنم.
عج؛
دنیا هم ظاهرا خیلی کوچیکه. آدمهایی که به بقیه ایراد میگرفتن که چرا به احترام چندهزار کشتهشدهی ه
نیمهی شعبان، یکسری مراجع توی توییتر اعلام کردند به احترام چهلم کشتهشدن اینهمه آدم، امسال جشن نیمهی شعبان رو مثل هر سال نمیگیریم.
طبق معمول، یکسریها شروعکردن به برچسبزدن که ای مذهبیصورتیها، ای حجتیهایها، ای همسو با اینترنشنال و پهلوی، یعنی چی که جشن نمیگیرید، حتی به امام خودتون هم پشت کردین و از این حرفها.
همین آدمها، وقتی که پرچم حرم امامرضا توی روز ولادتش بهخاطر فوت/شهادت آقای رئیسی سیاه شد، صداشون در نیومد.
و مجدد همین آدمها، اگر این اتفاق برخلاف سلیقهشون بود، همین چیزی که من گفتم رو به بقیه میگفتن.
هیچکدوم لزوما ایراد نیست. بحث سر استاندارد دوگانهست.
یکی از اعمال شب بیستویکم ماه مبارک رمضان گفتن این لعن است: «اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین»؛ (خدایا، قاتلان امیرالمؤمنین را از رحمت خود دور کن). در این لعن قاتلان امیرالمؤمنین مورد لعن قرار گرفتهاند و این در حالیست که در ظاهر قاتل ایشان یکنفر و ابن ملجم مرادی بود. کلام خود حضرت در تفسیر آیات سورهی مبارکهی شمس روشنگر این موضوع است: «تنها یکنفر ناقهی ثمود را کشت، ولی از آنجا که همگی به این کار راضی بودند، خداوند متعال همه را عذاب کرد. ای مردم، آگاه باشید که اگر کسی از قاتل من پرسید و گمان کرد که او مؤمن است، او نیز در قتل من شریک است».
-قبلهی کعبهزاد.