عج؛
روزهایی که گذشت، خیلی بیشتر از قبل به رضا امیرخانی فکر کردم. به اینکه احتمالا وقتی بههوش بیاد، مث
به من، شناس و ناشناس خیلی گفتن وسطباز. بیشرف. صورتی. حجتیهای و چیزهایی از این دست. همونطوری که چهارصد و یک گفتن. خوشحالم که وسط بودم. خوشحالم که وسطباز بودم. الان، بعد از این متن چاوشی این صفت، بیشتر از قبل بهم میچسبه:
«حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود. وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند. و این «وسط» خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند. اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند».
ترک جدید چاوشی، کارکرد چای/سیگار رو واسهم داره. هر کاری میخوام بکنم، میگم حالا دوبار ترکشو گوش بدم، بعد شروع میکنم.
بعضیها هم توی ایتا یهجوری کپی میکنن که آدم فکر میکنه این بیلبیلک فروارد ایتا مثل بقیهی چیزهاش خرابه. :))
پیام رهبر، منطقی، واقعگرایانه و به دور از هرگونه شعار بود. چیزی که نظرم رو توی پیامش جلب کرد، تکرار کلمهی «مردم» بود. چیزی که این سالها، خودشون، خواستههاشون و افکارشون نادیده گرفته و به حاشیه رونده شده بودند.
به فال نیک میگیریم.
عج؛
پیام رهبر، منطقی، واقعگرایانه و به دور از هرگونه شعار بود. چیزی که نظرم رو توی پیامش جلب کرد، تکرا
الان ادمینهای خالهخانباجی خالهزنک بعضی کانالها، این پست رو میبرن تو پرایوتشون مینویسن عج؛ بیستو چند ساله نوشته پیام رهبر رو به فال نیک میگیرم. :))