برای محکومیت جنگ، برای اینکه بگی تجاوز وحشیانهی کشور متجاوز به کشورت بده و هیچ نفع و فایدهای برای تو نداره، باید اینهمه توضیح بدی که ببین، من با اینها نیستما.
زبانتون برای دفاع از وطن، تند و صریح و بیتعارف باشه انسانها. دست و پاتون برای نوشتن از ایران، برای محکومکردن متجاوز و ظالم نلرزه انسانها.
عج؛
توی توییتر دارن میسوزن که چرا همچین پدافند غیرعاملی رو ج.ا. ایجاد کرده. :)))
فرض کن این موشکا هندوانهن.💘
عج؛
صدای زمزمههای پایان جنگ توی رسانههای ج.ا. میاد.
چون احتمالا یهکم دیگه بعضیها میخوان چهارتا برچسب خیانتکار و خائن و اینها بگیرن دستشون و به همهی مسئولین بزنن، بذارید توجهتون رو به یه نکتهای جلب کنم.
سالهاست یک جریانی که خودشون رو بدنهی اصیل و اصلی انقلاب میدونن، خودشون رو پشت سر جریان دیگری به اسم اصلاحطلب قایم میکنن. اصلاحطلبها جلو میرن تا یکسری اصلاحات ساختاری رو رقم بزنن و از چیزها و کارهایی صحبت کنن که در تمام طول این چهل و اندی سال، یک ننگ برای نظام بوده. و فحشش رو هم میخورن. در واقع اصلاحطلبها نقش ضربهگیر نظام رو دارن. اینطوری هم از اون فضای بستهای که اعتراضات گستردهی مردم رو به دنبال داره یهذرهی خیلی کوچیک در میان، هم به هستهی سخت اعتقادی انقلابیها آسیبی نمیرسه. هر جا به زعم خودشون دستدرازیای به ارزشهای انقلاب شد، خب اصلاحطلبها رقمش زدن دیگه؛ اونها هم وضعیتشون معلومه. خائناند و غربگرااند و از این دست حرفها.
مثلا هر وقت انتقاداتی به رهبر وارد میشد، این هستههای سخت انقلابی میگفتند که کشور ساختارهای اجرایی داره و یکنفر در اون تصمیم نمیگیره و رهبر هم یک حق رأی داره. اما وقتی پای برجام وسط میاد، از بیخ و بن خیانت و ضرر بوده. حالا اینکه مذاکره با تأیید و اجازهی رهبر شکل گرفته و برجام، مفادش و شیوهی اجراش، به تأیید مستقیم و غیر مستقیم (از طریق شعام) رسیده، حرفی نمیزنن. (توی اتفاقات دیماه، تمام خبرهایی که مبنی بر باز یا بستهشدن اینترنت بود، از مصوبههای شعام بود و دولت توش نقشی نداشت. همچین چیز جزئی و ساز و کارش رو باید شورای عالی امنیت ملی مشخص کنه، ولی برجام و مفاد و تعهداتش رو فقط روحانی و دولت بدون هماهنگی با ارکان نظام اجرا کردند).
حالا اینکه الان آرزوشونه به مفادی که توی برجام توافق شد برسند و اصلا برجام، بعد از اون فضایی که دولت احمدینژاد توی مجمع جهانی علیه ایران ایجاد کرده بود و ایران چه وضعیتی توی جهان داشت، چه کاراییای داشت، بماند.
وقتی صحبت از آتشبس میشه، دولت پزشکیان خائنه که آتشبس کرد. وقتی صحبت از ازسرگیری مذاکرات بعد از آتشبس میشه دوباره دولت پزشکیان به خون شهدا خیانت کرد. همهی اینها هم سر خود و بدون گرفتن تأییدیه انجام شده. فکر کنم حداقل توی این جنگ، بیش از قبل نقش گروهها و شوراهای فرادستی دولت مشخص شد. «همهی» کابینهی دولت پزشکیان، فقط با این جمله که این افراد به تأیید رهبری رسیدن رأی آورد که یه رکورد بیسابقه توی ادوار مجلس بود.
خلاصه اینکه ج.ا. و بعضی از ارکانش هم خدا رو میخوان و هم خرما رو. فهمیدن که با این وضعیت و این ایدئولوژی نمیشه پیشرفت کرد و همهچیز در نهایت به بنبست میرسه و باید یک راه و دریچهی خروجی پیدا کرد. و از اونطرف نمیخواستن که یه خش به خط فکری و اون هستهی سخت اعتقادی شکلگرفته از اول انقلاب بیوفته. درنتیجه، یک ضربهگیری به اسم اصلاحطلبها درست شد که هر چی بدی و کاستی و سستی و خیانت بود، گردن اونها بیوفته. و اگر از این منظر نگاه کنیم انقدری که اصلاحطلبها در خدمت انقلاب و افرادش بودند، جهبهی مقابلشون مثل پایداری و اصولگراها نبودند.
پسنوشت:
من اصلاحطلب نیستم و هیچ ارادتی به هیچ گروه و فرد خاصی ندارم.
چرا باید به یه طرفی بچسبیم حتما؟ نمیشه هیچ طرفی نبود و دربارهی همهی طرفها حرف زد؟ فرقی نمیکنه چی باشه؛ اصلاحطلب/انجمنی/اصولگرا/انقلابی/ارزشی، وقتی میپذیری زیر تفکر یک گروهی باشی، خواه ناخواه اشتباهاتش رو نمیبینی/توجیه میکنی و در طرف مقابل خوبیهای رقیب فکریت رو نبینی. همهی حرفهات و کارهات بوی مصلحتاندیشیهای جبههی خودت رو بده.