هدایت شده از نقطه امن من:)
تمام روز های خوبمون گذشت و آرزوهای دوری که هیچوقت انتظار برآورده شدنش را نداشتیم برایمان خاطره شد .
تمام روزها چه خوب و چه بد گذشت ، اما نه از ذهن من!
ثانیه به ثانیه ، کامل ، مو به موی آنها را یادم است
تمام کارهای دنیا را تجربه کردیم و نگذاشتیم حسرتی بر دلمان بماند.
تمام شهر را هزاران بار بالا و پایین کردیم .
حتی با جیب خالی و با پای پیاده بلد بودیم زندگی کنیم و بخندیم
همیشه روزهایمان را باهم شب میکردیم و شب تا صبح را با چت کردن باهم میگذراندیم
موقع هایی هم باهم قهر میکردیم اما من میدانستم که تو برمیگردی!
چندین بار هم من با تو دعوا کردم ، آخر سر ، با یک بغل کوتاه همه چیز را فراموش میکردیم و مشکلات را حل میکردیم
من بلدت بودم،توهم مرا بلد بودی
تهِ تمام داستان هایمان باز هم بغلِ من بودی
هم سفرم بودی، هم نظرم بودی و بال و پرم بودی
به تمام دنیا هم یک تار مویت را نمیدادم
آبرویت را به جانم میخریدم،
تو تمام نفسم بودی،تمام جان و تنم بودی و دلواپسم بودی.
برای هم گل میخریدیم
قول داده بودیم برای هم بمیریم
پس چه شد؟
خوشیِمان چگونه اینجور از بین رفت و احساس تو مرد؟
بعد رفتنت دورم پر از غریبه ها شد
و تورا هم ، دورو بریانت فریبت دادن
یعنی تهِ قصهمان این بود؟
دلِ تو اینقدر بدبین بود؟
که هرکس هرچی به تو گفت توهم باور کردی
آفرین بهت.
در آخر ، تو تمام جانِ من بودی اما من برای تو یک بازیچه بودم:)
🤍✨
𝑾𝒊𝒏𝒈𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍 𝒐𝒇 𝒎𝒚 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔🤍
🦋https://eitaa.com/FANHAMIMZ🦋