eitaa logo
دهکده "فلوریا"🧚🏼‍♀️
60 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
114 ویدیو
2 فایل
به دهکده زیبای "فلوریا"🧚🏼‍♀️خوش اومدین! اینجا سرشار از انرژی مثبت و سرسبزیه🌱 کلی اتفاق های جالب قراره بیفته`` بانو گلیا با کلی کیک و شربت خوشمزه منتظرتونههه✨ برای حرف های با ارزشتون: https://harfeto.timefriend.net/172521598 کپی؟ دوست ندارم☁️ ²⁶'³'¹⁴⁰²
مشاهده در ایتا
دانلود
اعضای جدید خوش اومدین..😊🍓 اعضای قدیمی هم بمونین برام...😚✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نقاشی توی طبیعت>> 🤤🖌
هدایت شده از -کتابخانه ی جادویی نامیا-
دوستان. بنده به دو شخصیت جدید نیازمندم. اگه میخواید داخل رمان بیاید این پیام رو فور کنید یه نیک نیم برای خودتون انتخاب کنید،جنسیت و اخلاق خودتون رو بیان کنید. حتما همون دو نفر اول قرار نیست بیان داخل رمان بررسی میکنم ببینم کی بهتره. @Namiya_AA15
دهکده "فلوریا"🧚🏼‍♀️
دوستان. بنده به دو شخصیت جدید نیازمندم. اگه میخواید داخل رمان بیاید این پیام رو فور کنید یه نیک نیم
مشخصات ظاهری من :💛 پوستم سبزس✨ موهام متوسطه (نه زیاد بلنده نه زیاد کوتاه و رنگش طلاییه)✨ چشام درشته✨ مژه هام بلند✨ و..✨ مشخصات اخلاقی من :🧡 مهربونم🧡 عاشق طبیعت و جنگل و حیواناتم مخصوصا گربه ها و سگ های پشمالو🧡 وایب سبز و کلاسیک رو می پسندم🧡 و..🧡 دخترم و اسمم بانو گلیا 🧚🏼‍♀️✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/hagwartsiran/1288 خواهش میکنم عزیزم..💝😚
سوالات: 1_کدوم سلاح رو برای مبارزه انتخاب میکنی؟ 🗡 و 👉🏻 🪓 و ⛏ و 🔨و 2_کدوم رو برای نوشیدن انتخاب میکنی؟🍾نوشیدنی گازدار 🧃آبمیوه 🍺نوشیدنی انرژی‌زا 🍶آب👉🏻 3_طعم مورد علاقه تو چیه؟ 🍋ترش 👉🏻 🌶تند و داغ 🧁شیرین 🧂شور 4_دوست داری فرمان روای کدوم باشی؟ 🌊آب ها 👉🏻 🔥آتش افزار ☈رعد و برق 🌪بادها 5_فکر میکنی راحیه جادویی چه رنگیه؟ 💛طلایی ♥️قرمز 🤍نقره‌ای 💚بقیه‌رنگها👉🏻 6_⛺️دوست داری کجا زندگی کنی؟ 🏞کوه ها 🌇زمین 👉🏻 🌅آب ها 🌁آسمان ها
دهکده "فلوریا"🧚🏼‍♀️
پس از دقایقی به دفتر بانو گلیا رسیدیم یکی از بچه‌ها در زد و کمی بعد بانو گلیا در را باز کرد و باز هم
بعد از ۲۰ دقیقه به کلبم رسیدم.. نزدیک کلبه یه مغازه وجود داشت که صاحبش یه پیرزن مهربون بود که با نوه‌اش روزالیت که ۴ سالش بود زندگی می‌کرد. اون در یه تصادفی مامان و بابای رزالیت رو از دست داده بود... توی مغازه اونا که اسمش مغازه "سوپرایز" بود؛ کلی وسیله‌های جالبی وجود داره که توشون شانسی پر از چیزهای باحاله و با خرید از اون مغازه حالت خیلی خوب می‌شه.. وارد مغازه شدم مغازه بوی کیک پرتقالی می‌داد. رزالیت یه گوشه مشغول بازی با عروسک‌هاش بود و خاله صنوبر همون پیرزن مهربون داشت مغازه رو تمیز می‌کرد جلو رفتم و گفتم :《 سلام خاله صنوبر اومدم یه هدیه جالب برای خودم بگیرم چی بهم پیشنهاد می‌کنی؟!》 خاله صنوبر گفت:《اوممم؛ وایسا، پشت این شیشه‌ها یه جعبه کوچیک هستش که تا حالا توشو نگاه نکردم فکر کنم عروسم یعنی مامان رزالیت قبل مرگش اینو درست کرده. بزار بهت بدم.. خوشحال شدم و از خاله صنوبر تشکر کردم و جعبه رو گرفتم. پولش رو پرداخت کردم و به سمت کلبه دویدم.. جعبه رو گذاشتم روی مبل و لباس راحتی‌هامو پوشیدم. یه شیر موز از یخچال برداشتم و روی مبل نشستم تا جعبه رو باز کنم ؛ همین که جعبه رو باز کردم....
منتظر نظراتتون هستم..🤤 که اگه داستان خوب باشه ادامشم براتون بفرستم 🧡🍓 https://harfeto.timefriend.net/16869281750536