در هَوَس خیالِ او ، همچو خیال گشتهام ،
اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم ؟
شـِعـرخـواندم که تــٰو را از سـرخود انـدازم ،
تــٰو خـودت شـعـرشـدی برسر مـن افتـادی ..
ای که گفتی جـان بـده تا بـاشـدت آرام جـان
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز :)