دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_چهارم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ دوران خدمت 📕 ] بعضیموقعها که به لب
::
#قسمت_پنجم 💌
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[ عروسی 📒 ]
مادر شهید: موقع عروسی دوستش رفته
بود بهشت زهرا عکس گرفته بود. 📸
گفتم دوستت عروسی کرده 💍
چرا رفتی مزار عکس گرفتی؟
گفت دوستم گفته آدم نباید تو خوشی
مردن رو فراموش کنه..👌
[ کنکور 📒 ]
پدر شهید: تنها فرزندی که برای ثبت نام در دانشگاه با هم رفتیم بابک جان بود. ❤️ چون رشته حقوق را به عشق من انتخاب کرده بود توصیه نکرده بودم، فقط آرزوم بود که یکی از بچه هام رشته حقوق را انتخاب کند. بابک همون سال که من این آرزو رو کردم روانشناسی قبول شده بود؛ بدون اینکه به من بگه میره انصراف میده و میمونه برای کنکور سال آینده که سال بعد رشته ی حقوق قبول شد.👨🏻🎓
من و برادرش اصرار می کردیم که برای ادامه تحصیل به آلمان بره. 🇩🇪 زمینه اش هم کاملا فراهم بود. اما بابک قبول نکرد، گفت: من یک برنامه ی پنج ساله دارم. اجازه بدید طبق برنامه ریزی خودم پیش برم. 🗓
روز قبلی که میخواست بره سوریه رفته بود مسجد محل مون و از همه حلالیت طلبیده بود، و گفته بود: می خوام برم خارج از کشور. 🛩
اون ها فکر می کردن که بابک می خواد به آلمان بره. وقتی فهمیدن بابک به جای آلمان به سوریه رفته خیلی تعجب کردند! به همین خاطر است که میگن شهیدی که به جای آلمان سر از سوریه در آورد.
دوست شهید: گفتم: بابک خان می خوای بری سفر خارج، عشق و حال، تفریح و گردش؟ گفت: آره می خوام برم اصفهان مدافع حرم بشم.😁
📌 ~ ادامه دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_پنجم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ عروسی 📒 ] مادر شهید: موقع عروسی دوستش
::
#قسمت_ششم 💌
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[اعتکاف📒]
آقای مهدوی:
یک روز نماز صبح🌥دیدم دوتا جوان
از این جوانهای طیف رنگین کمانی🌈
که خیلی شمایل آنها به بچه مذهبیها و بچه هیئتیها نمیخورد وارد مسجد شدند. بعد از نماز به من گفتند: اینجا آیا اعتکاف برگزار میشه گفتم: اینجا اعتکاف مختص خواهرانه.🧕🏻از اون جهت که شوق معنویت رو از چشمانش میخوندم شماره تماسم را دادم و گفتم فردا با من تماس بگیرید.📲تماس گرفتن و من هم هماهنگ کردم که برای اعتکاف به بقعهی خواهر امامرضا(ع) بروند🚶🏻♂که مختص دانشجویان و هیئت فاطمیون رشت بود.میل و شوق به معنویت کاملا در ایشون مشهود بود.هر هفته یک یا دو روز با توجه به بعد مسافتی که بود
برای نماز صبح به مسجد میآمدند.❤️
+شهیدنوری قبل از ورود به جهاد اصغر یک جهاد اکبر درونی توی همین رشت داشت.
اینکه از خواب شیرین جوانی بیدار میشد و برای نماز به مسجد میآمد. یک روز گفت: حاج آقا اگر یک نفری مبتلا به یک عمل بد باشه و بخواد ترکش کنه، اما هی مبتلا بشه باید چیکار کنه؟🥺گفتم، ما مذلیم یقینا مبتلا به گناه میشیم خدا کشتی گرفتنهای ما باشیطان و نفس اماره رو دوست داره. حتی اگر شیطان و نفس اماره
ما رو ضربه فنی کرده باشند، اگر ما حسن ظن به خدا داشته باشیم و همون لحظه بلند بشیم بگیم تو باز هم یار و یاور ما هستی،🤞🏼خدا تلاش، جهاد و دست و پا زدنهای ما رو دوست داره.❤️
📌~ادامہدارد...
⇨@FZ1389
اگر خیلی غصه میخوری برای این روزا میخوام یه جمله بهت بگم که شاید تسلی باشه روی زخمت عزیزدلم:
"میرسد آن روز که چَرخ بَر مدار حَق بگردد..! میرسد جانم، میرسد..!"
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
والا خو وقتی به نهما هیچی نمیگن بعد یهو معلم عربی میاد سر کلاس میگه آزمون جامع دارید ، بعد امروز صبح
عسیسمم حرص نخور برات خوب نیست🤪😂
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
خدايا يكارى كن مجبور شم به همه شيرينى بدم . #دلی ⇨@FZ1389
خداوند رحمان...
بدو شیرینی بده🤣🤣
دلانه✨
•••
این دنیا ... جای آسودگی و راحتی نیست🙃:)
اصلا ذاتش این حرفهارو نداره، خیلی وقتها ما اشتباهی توش دنبال چیزایی میگردیم که با ساختارش تناقض داره!
باید ذات زندگی رو بشناسیم
و تابآوریمون رو افزایش بدیم:)
.
وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
یعنی بدان, در تمام عمر خود دنبال آسانی مباش...
+نجم۳۹🌱
•••
#دلانه
#روزمرگی
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
خداوند رحمان... بدو شیرینی بده🤣🤣
زهرا آدم باش😭
علم روانشناسی میگه :
وقتی دست کسی که دوستش دارید
رو میگیرید :
از دردتون کم میشه ..:))))
گرفتن دستاتونو از هم دریغ نکنید 🤝🥲
⇨@FZ1389