eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.6هزار دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
13.3هزار ویدیو
38 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌سه‌تا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیمی از شب گُذشت بیدارید.. نَکند میل کربلا دارید ⇨@FZ1389
ولی بچه ها جدی جدی چقدر تنها شدیم.. حاج قاسم رفت؛ آقای رئیسی رفت؛ امیر عبداللهیان رفت؛ سیدحسن نصرالله رفت؛ سردار سلامی رفت؛ سردار حاجی زاده رفت؛ سردار باقری رفت؛ سردار رشید رفت؛ آقای خامنه‌ای هم، رفت.. :)))) آقای صاحب الزمان(عج) اگه شما نبودی با این همه یار سفر کرده دق‌ مرگ شده بودیم. ⇨@FZ1389
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سقوط احساس: خب راستش وقتی اسمش ((رلِ)) نباید انتظار عقدنامه و تعهد مادام‌العمر ازش داشت 😂 رابطه‌ای که نه تعهد رسمی داره نه تضمین موندن طبیعیه که ممکنه یه روز یکی از طرفین مسیرشو عوض کنه و با شخص دیگه‌ای ازدواج کنه🚶🏻‍♀ نمیشه سال‌ها توی یه رابطه‌ی بدون تعهد موند و آخرش صرفا به خاطر (قول ازدواج) انتظار داشت طرف حتما پای اون قول بمونه/: اگه قرار بود واقعا به ازدواج ختم بشه از یه جایی به بعد باید رابطه از حرف و وعده عبور می‌کرد و وارد مرحله‌ی جدی و رسمی میشد . . ‌. قول، وقتی پشتش اقدام و مسئولیت نباشه فقط یه قوله؛ نه سند موندن🗿 خلاصه اینکه با وعده و وعید آخرش باهات ازدواج می‌کنم . . ‌. گول نخورید و به خاطر چندتا قولِ قشنگ وارد رابطه‌ای نشید که ممکنه چند سال از عمرتون رو بگیره🗿 خیلی‌ها با همین وعده‌ها وارد دوستی‌های پنهانی میشن و سال‌ها وقت و احساسشون رو پای رابطه‌ای میذارن که آخرش هیچ تضمینی برای موندنش وجود نداره/: از رابطه‌ای که پنهانی، بدون تعهد و بدون قدم جدی برای ازدواجه، ممکنه چیزی جز وابستگی، حسرت، گریه، ناراحتی و احساسِ هدر رفتنِ عمر براتون نمونه🚶🏾‍♀ اگه کسی واقعا قصد ازدواج داره فقط با حرف ثابتش نمی‌کنه با مسئولیت‌پذیری اقدام جدی و مسیر درست نشونش میده عمر و دل‌تون رو پای وعده‌های بی‌پشتوانه تباه نکنید🫂🌱 ⇨@FZ1389
مردمان با شرف😎 ⇨@FZ1389
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر چند روز بعد از همین
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر دوست داشتم استادی که می‌آید سر کلاس، مطالب نو و به‌روز بگوید تا رغبت دانشجویان به یادگیری بیشتر شود. گاهی بعد از کلاس‌ها از بچه‌ها نظرخواهی می‌کردم و متوجه می‌شدم که احساس می‌کنند استاد، سر کلاس وقتشان را می‌گیرد و رغبتشان را کور می‌کند. گرفتاری‌مان این است که دانشجوها آن طور که باید و شاید درس‌ها را با دل‌وجان گوش نمی‌دهند؛ شاید چون درس‌ها آن‌قدرها گوش‌دادنی نیستند. اعتقادم این بود که اساتید نباید فقط توی فاز تئوری بمانند. ضمن این که تئوری داریم تا تئوری! می‌شود همین تئوری‌ها را هم جوری گفت که کاربردی و عملیاتی باشد. درس هم باید آن قدر جذاب باشد که دانشجو را متحول کند و به تحرک واداردش؛ اما بعضی از درس‌ها به‌جای تحرک کسالت می‌آورند. اگر به این نتیجه می‌رسیدم که استاد توی این کسالت‌بار بودن دخیل است، حتما مودبانه به استاد تذکر می‌دادم و می‌خواستم که با مطالعه بیش تر و روش تدریس بهتر توی کلاس‌های درس حاضر شود. روش تدریس هم همان‌قدر مهم است که محتوا. محتواهایمان باید به‌روز باشند. این ها را هم به اساتید می‌گفتم و هم با استدلال، به مسئولین آموزش. از همان اوائل احساسشان کرده‌ام اما حالا توی دوره تخصصی، بعضی چیزها بیش تر اذیتم می‌کند. توی دوره آموزشی عمومی، سعی می‌کردم در کلاس ساکت باشم اما دوره تخصصی که شروع شد، مطالعاتِ بیش تر من هم شروع شد. درباره مسائل مختلف تحقیق می‌کردم و دوست داشتم بیشتر بدانم. دائم پایی استادها می‌شدم که کتاب‌هایی معرفی کنند، بعد هم سریع می‌رفتم و می‌خریدمشان یا اگر در کتابخانه پیدا می‌شدند، می‌جستمشان. این‌طوری چارچوب مباحث اساتید توی ذهنم حاضر بود. همزمان مطالعاتم درباره اسلام را هم بیش تر کردم. اساتید که توی کلاس چیزی می‌گفتند تا ریشه مطلب را درنمی‌آوردم بی‌خیال نمی‌شدم. توی کلاس و بعد از کلاس، پر از سوال بودم؛ اما درست زمانی خودم را پیدا کردم، که کتاب‌های علامه‌ی شهید را در آغوش کشیدم و بیش تر و دقیق‌تر مطالعه‌شان کردم. اعتمادبه‌نفس و امیدم به آینده‌ام، هر دو شعله‌ورتر شدند. نویسنده:محسن حسن‌زاده قسمت:سی‌وپنجم
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر کتاب‌های شهید مطهری بحث منطقی و اصولی و استدلالی را مثل یک استاد حی‌وحاضر به آدم یاد می‌دهد. از آن به بعد دوست داشتم، استادها بحث‌های علمی و اعتقادی را دقیق‌تر و فلسفی‌تر بیان کنند. دوست دارم، مباحث را اساسی و ریشه‌ای به ذهن بسپارم. دانشجو باید اعتقادات و مبنای فکری‌اش را روی استدلال و منطق بنا کند. اعتقادم این است که اساتید دانشگاه امام حسین علیه‌السلام باید سطح تدریسشان در تراز انقلاب اسلامی باشد و تبیین دغدغه‌های رهبر انقلاب را وظیفه خود بدانند. این حرف‌ها فقط مال کلاس درس نیست. مثلا یک‌بار به برادرم علیرضا می‌گفتم که حلقه‌های صالحین دیگر آن جذابیت سابق را ندارند. او هم همین احساس را داشت. از علیرضا خواستم از مسئول حلقه‌های صالحین در سپاه استان برایم وقت بگیرد. یک روز که آمدم سمنان، رفتم به سپاه و دو ساعتی با او صحبت کردم. از تجربه حلقه‌های موفق دانشگاه امام حسین علیه‌السلام گفتم و تنگناها را شنیدم. آخر جلسه به جمع‌بندی رسیدیم؛ در نهایت جلسه بدی نبود. با این همه، سعی می‌کردم که در آموزش‌های رسمی متوقف نشوم و خودم برنامه منظمی برای مطالعه داشته باشم. سخنرانی‌های مهم بزرگان را گوش می‌دادم تا بنیه‌های اعتقادی و اخلاقی‌ام را مستحکم کنم. آموزشم افتاده بود روی غلطک و من هر چیزی که در این مسیر به من می‌آموخت را راحت از دست نمی‌دادم. از فیلم‌های آموزنده هم استقبال می‌کردم. برنامه‌ام البته انعطاف داشت. وسط انبوه کارها اگر می‌توانستم به ۸۰ درصد برنامه‌ها عمل کنم، خوش حال بودم. بی‌برنامه بودن برایم با هدردادن عمر و وقت هم معنا بود. بین همه برنامه‌ها، خواندن کتاب‌های علامه‌ی شهید صفای دیگری دارد. علامه جوری با دلیل و منطق و محکم حرف می‌زند که مباحث، یک‌راست می‌رود و می‌نشیند سر جایش توی ذهن آدم. نویسنده:محسن حسن‌زاده قسمت:سی‌وششم
یادشهداباصلوات