💔ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
.
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم💔
⇨@FZ1389
ڪلافہ بود . .
نمیدانست چہ ڪند
شب ُ روز برایش یڪۍ شده بود
با چاه سخن میگفت . .
همہ میپرسیدن ؛ علۍ ، چرا .؟
یڪ بھـانہ اۍ مۍآورد
اما زمزمہ ۍ قلبش این بود ،
دلتنگ ِ فاطمہ ام 💔 :)))
⇨@FZ1389
برخیز و باز مادری ات را شروع کن؛
فضه حریف گریه طفلان نمی شود :) .
⇨@FZ1389
می گفت : وقتی جایی شلوغ باشه؛
مادر گوشه چادرش رو میده دست بچش که گم نشه...
این دنیا خیلی شلوغه!
گوشه ی چادر حضرت زهرا رو بگیرید ، گم نشید ...💔🌱
⇨@FZ1389