5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدانم کی تو جلوه نمایی . .
#امام_زمان
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر دنبال کارهای فرهنگی
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ »
روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر
کاردانی تمام شد. توی دوراهی برگشتن به سمنان و شروع دوبارهی کارها در شهر مادری و یا ماندن و ادامهدادن مسیر در دانشگاه، مردد بودم اما بالاخره تصمیم را گرفتم و به امید اثرگذاری بیشتر روی بچههایی که از نقاط مختلف ایران به دانشگاه میآمدند، ماندم. دفتر دوره آموزشی که بسته شد، بچهها هر کدامشان عازم شهر و دیاری شدند. روز جدایی، روز سختی بود. مدتی با بچهها زندگی کرده بودیم و روز و شب گذرانده بودیم و حالا باید با یک خداحافظی کوتاه از هم جدا میشدیم. دلکندن بهخودیخود جزو کارهای دشوارِ عالم است؛ حالا جداشدن از دوستانی که روی اصولی هم انتخابشان کردهای، که مرتبهی دشواری را به نهایت خودش میرساند.
و در نهایت از آن جمع چند صدنفره، من و دو سه نفر دیگر از بچهها توی دانشگاه ماندیم و من توی دفتر سردار اباذری، مشغول به کار شدم. بچهها رفته بودند اما ریشههای دوستی را جا گذاشته بودند؛ پس باید برای حفظ دوستیهای پا گرفته تلاش میکردم. مجتبی، ارشد گروهان که رفته بود به سپاه چهارمحال و بختیاری، هر از چند گاهی جویای احوالم بود. مدتی که گذشت برایش نامهای نوشتم و سپردم به دست یکی از بچهها تا برساندش به مجتبی...
«ازدستدادن دوستان غربت است.
(امام علی علیهالسلام)
سلام بر سبزپوش ولایت و امامت جناب سروان مجتبی کیانی (آقا مجتبی) بدون هیچ مقدمه واقعاً خوشحالم دوستانی بامعرفت و بااخلاق مثل شما پیدا کردم و ناراحتم که چه زود از شما جدا شدم. امیدوارم دوباره فرصتی دست دهد و بتوانیم همدیگر را ببینیم. از تمام وجود از خدا میخواهم هر جا که هستید موفق و پیروز و سلامت باشید؛ هم در دنیا و هم در آخرت. امّا شما هم قول بدهید تا در روز قیامت دست ما را بگیرید و ما را فراموش نکنید.
«اگر دوستی بر اساس قرآن نباشد در روز قیامت دوستان دشمنان یک دگر میشوند.»
(امام جعفر صادق علیهالسلام)
نویسنده:محسن حسنزاده
قسمت:چهلویکم
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ »
روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر
توی دوره آموزشی، با احمد، که از آن جنوبیهای خونگرم بود هم اتاق بودم و حسابی با هم صمیمی شده بودیم. چند باری هم با هم سفر رفته بودیم؛ از همان سفرهای پنجشنبه جمعهای! آموزشی که تمام شد، احمد میخواست برگردد به شهر خودش، اهواز. این دلکندن، برای هر دویمان سخت بود. احمد با صدایی که غم تویش موج میزد میگفت دلم برای این محبتها و شوخیها و این فضا تنگ میشود.
قرار شد با هم در تماس باشیم و اینطور پل ارتباطیمان را حفظ کنیم. من هم نمیگذاشتم روی ارتباطمان غبار بنشیند. ماهبهماه این پیام را برایش میفرستادم و یادش میکردم: «سلام دوست عزیز... حق رفاقت ۳۰ مورد است که پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به حضرت علی علیهالسلام فرمودند. یکی از آنها آگاه بودن از حال و چگونه گذراندن زندگی دوست است. امیدوارم حال شما خوب و زندگی شما خدایی باشد. اگر مشکلی یا گرفتاری دارید در حد توانم کمک میکنم...»
دوست دیگرم مرتضی میخواست برای ادامه دوره، برود چالوس. میگفت هر هفته زنگ میزنم و هر ۴۵ روز هم میآیم دانشگاه تا ببینمت. با حاج حمید صحبت کرده بودم که وقتی مرتضی میآید، مسئول شب، مانعش نشود.
سال ۹۲، قرار بود با همه دانشجویانِ دانشگاه برای زیارت امام علی بن موسیالرضا علیهالسلام به مشهد برویم و نفسی تازه کنیم. یاد آن مشهدها و زیارتهای خانوادگی دوران کودکی، ذوقم را برای رفتن چندبرابر میکرد و این بار یک پیشنهاد هیجانانگیز این سفر را خاصتر و متفاوتتر از باقی سفرها و زیارتها هم کرده بود. حاج حمید تصمیم گرفته بود از ۲۵ کیلومتریِ مشهد، یعنی از روستای سرخ ده، پیاده و هیأتی به نزد امام و به سمت مشهد برویم. توی تمام مسیر حواسم به حاج حمید و بچهها بود. حس و حالم وقتی پیادهروی شروع شد، قابلوصف نیست. انگار وارد عالم دیگری شده باشم که سراسر لذت است. مثلا جایی از مسیر، مشک روی دوش انداخته بودم و سقایی میکردم و به دانشجوها آب میرساندم. وقتی هم رسیدیم، گوشهای رو به ضریح ایستادم و توی دلم آرزو کردم که کاش امام وساطت کند و زیارت اربعین هم نصیب مان بشود.
نویسنده:محسن حسنزاده
قسمت:چهلودوم
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا جان یعنی فاطمیه امسال نمیبینمت تو حسینیه. . . ؟!💔
#رهبر_شهید
⇨@FZ1389
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وا اُماه وا اُماه وا اُماه . . 💔
⇨@FZ1389
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضهدار همیشگی حضرت مادر ، کجایی💔!؟
⇨@FZ1389