eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.6هزار دنبال‌کننده
13هزار عکس
13.5هزار ویدیو
38 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌سه‌تا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر خلاصه، تمام تلاشم را می‌کردم که هیچ کاری از کارهای سردار زمین نماند. یادم هست یک روز سردار گفته بود پاورپوینتی را به سبک خاصی برایش تهیه کنم. رویم نشد که بگویم با این کار خیلی آشنا نیستم. لپ‌تاپ را بردم به آسایشگاه و نشستم به کارکردن و بالا و پایین کردن پاورپوینت. همه خواب بودند. من اما می‌خواستم خواسته‌ی حاجی را تمام‌وکمال انجام بدهم. ساعت از یک و نیم‌شب هم گذشته بود و هنوز به نتیجه نرسیده بودم. وسط کار دوستم مجتبی، بیدار شد. با چشم‌های پف‌کرده آمد سمتم و یک جفت کاسه‌ی خون تحویل گرفت! با صدایی که به‌زور آهسته نگهش داشته بود گفت این‌وقت‌شب پای لپ‌تاپ چی کار می‌کنی؟ چشم هات چرا این‌قدر قرمز شده؟ چراغ رو چرا روشن نمی‌کنی؟ مختصر کردم. گفتم سردار کاری از من خواسته نشسته‌ام پای درست‌کردنش، چراغ را هم روشن نکردم که راحت بخوابید. دلخور گفت چرا لااقل مرا بیدار نکردی؟ وقتی آمده بودم آسایشگاه دیروقت بود، رفته بودم سراغ مجتبی. جوری راحت خوابیده بود که انگار داشت پادشاه هفتم را خواب می‌دید. به نظرم جفا بود اگر بیدارش می‌کردم. گفتم قشنگ خوابیده بودی، نمی‌خواستم بیدارت کنم. کلاً دل بیدار کردن بچه‌ها را نداشتم! یک‌بار که با همکارم، مرتضی و سردار رفته بودیم زیباکنار، موقع برگشت، مرتضی گفت من می‌روم توی اتوبوسی که دارد همراهمان می‌آید تا کمی چشم‌هایم را روی‌هم بگذارم و ساعتی استراحت کنم؛ تو دو سه ساعتی که راندی به اتوبوس چراغ بده که من بیایم بنشینم پشت فرمان و سردار را برسانیم. اما خب، تا آخرش را خودم راندم و دنده عوض کردم؛ ولی دلم نیامد بیدارش کنم. به مقصد که رسیدیم، شاکی شده بود که چرا هفت هشت ساعت یک‌تنه نشسته‌ام پشت فرمان. نویسنده:محسن حسن‌زاده قسمت:چهل‌‌وچهارم
یادشهداباصلوات
-نگو مانند من هستی ، تو هم تا صبح بیداری! من از یاد ِ تو بیدارم ، تو با یاد که بیداری ؟ | ⇨@FZ1389
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"دوربین‌مخفی‌متفاوت‌درمدرسه‌دخترانه" + چقدر قشنگ تموم شد اشکم دراومد🥹 ⇨@FZ1389
هر کس که احوالِ مرا پرسید گفتم: خوبم؛ ولی یک لحظه هم خوبم مپندار | ⇨@FZ1389
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این انگشتر ۵۵ ساله با منه... این یعنی تعهد✨😎 ⇨@FZ1389
「💛」 چرا نمی‌آیی:)))!؟ ⇨@FZ1389
میدونید چرا تو فرانسه به خودروهای امدادی و خودروهای مردم آسیب نمی زنن ولی تو ایران اینقدر نابود می کردن؟ چون تو فرانسه دارن برای خواسته‌های خودشون اعتراض میکنن ... ولی تو ایران برای خواسته‌های اسرائیل👌🏻 ⇨@FZ1389
می‌گفت: عیبی نداره، کسی رو تا حالا هیئت نرفته و گریه نکرده، بسوی هیئت ببریم مطمئن باش با امام حسین‌(ع) رفیق بشه آدم درستی میشه، ما هم اگر بتونیم این بچه‌ها رو مذهبی کنیم هنر کردیم. ⇨@FZ1389
شایدکمی‌برایمان‌تلنگری‌شود. . .😔💔 ⇨@FZ1389