eitaa logo
•°از‌تـبـار‌‌حــاجــے‌زادہ:)°•
247 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1هزار ویدیو
16 فایل
°•جا ندارد هیچ باکی در دلِ آزاده‌ها پایِ این خاکیم آری عینِ حاجی‌زاده‌ها!•° کپی:پست ها حلال رمان کپی نشه شروع‌خـ¹²\⁹\¹⁴⁰⁰ـادمی ما هدایت شده‌ی ِچهره‌ی ِماه ِقمریم•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ارتباط با خادم @Helif313
مشاهده در ایتا
دانلود
💯 منتظر وعده صادق ۳ در جواب اسراییل متجاوز و کودک کش باشید … 🔥 🔥 🔻به کانال سیدنا بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/2595225693Cb759e2481e
هدایت شده از سرباز انقلاب
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢بعد اعلام جنگ بخونید نماز وحشت برسم پشت خاکریزتون فقط اشهد الله اکبر ✌🏻 @Sarbaz_enghelab313
من ازتو عطیه رو هرجوری که شد فرستادمش بره خونه بالاخره یکم تنها شدم چقدر واسه تنهایی بودنم تنگ شده بود دلم واسه مامان بابام تنگ شده بود نمیدونستم چی کار کنم ای کاش الان گوشیم دستم بود حداقل میتونستم عکسی یا فیلمی ببینم. توهمین افکار بودم که یکی در زد بفرمایید افسانه با یه مرد که میخورد قدش حدودا 180باشه وارد شدند افسانه اومد داخل و گفت سلام برهمکلاسی عزیز چطوری مرد اروم سلام کرد منم جواب مرد رو دادم و روکردم به افسانه گفتم سلام بر افسانه خانم ممنون من خوبم شما چطوری از کجا فهمیدی که من بیمارستانم ؟ منم خوبم به خاطر اینکه فاطمه خانم تو خودشون بودند و هیچی نمیگفتن منم از زیر زبونش کشیدم بیرون عه میشه از این ترفندها هم به مابدی اخه ماهرکاری کردیم که یه بار شده یه حرف از زیر زبون این فاطمه خانم بکشیم بیرون نتونستیم نه دیگه یه ترفند همه ترفند هارو که یاد نمیدن هردو زدیم زیر خنده مرد یه سرفه الکی کرد و به خودمون اومدیم اشاره کردم. به مرد وگفتم خوب افسانه. خانم نمیخواین معرفی کنید؟ اهان بله ایشون داداش بنده آقامحسن هستن روکردم بهشون گفتم سلام زحمت کشیدین اومدید خواهش میکنم کاری نکردیم قیافش خیلی آشنا بود نمیدونستم کجا دیدمش انگار دو امم باران جون. (افسانه) با صدای افسانه به خودم اومدم جانم امم راستش داداشم میخواست بهت یه چیزی بگه من تنهاتون میذارم بعد اینکه حرفم رو زدم از اتاق اومدم بیرون وبا گوشیم ور رفتم نمیدونستم که چجوری بهشون بگم نگاهشون معلوم بود که منتظر بودند تا بگم بالاخرهلب زدم. وگفتم راستش باران خانم میخواستم بهتون بگم که یادتون میاد که دفعه اول خفتتون کرد بله یادم میاد.شما اون فرد بودی که من و نجات داد ازدستش درسته؟ بله من بودم دفعه دوم هم شما بودین که من و نجات دادین نه؟ راستش اولش من ترسیدم که اتفاقی واستون بیفته که همه چی بیفته روگردن. من برای همین اولش شمارو انداختمتون  کنار یه خیابون و رفتم ولی عذاب وجدان گرفتم منتظر موندم که یکی شمارو نجات بده تا اینکه یکی جون شما رو نجات داد واقعا متاسفم که این کار رو کردم سرم و انداختم پایین و هیچی نگفتم منتظر موندم که حرفی چیزی بزنن وقتی حرف های داداش افسانه رو داشتم گوش میکردم که در باشدت بازشد ترسیدم قلبم محکم خودش رو میکوبید به قفسه سینم رسول بود سریع اومد یقه آقا محسن رو گرفته بود و داد وبیداد کرد توچه غلطی کردی هان عوضی آشغال اگه میاوردیش نمیرفت کما وما چند روز منتظر بهوش اومدنش نبودیم دادزدم بسه رسول ولش کرد و یه سیلی  محکم زد تو گوشش هییییییی😱 آقا محسن من هیچی ازشما به دل نگرفتم میتونید برید خیلی ممنون نمیدونم چجوری لطفتونو جبران کنم (محسن) نیاز به جبران کردن. نیست میتونید برید خدانگهدار خداحافظ رو کردم به رسول گفتم براچی اومدی اینجا مگه محمد پیغامم و بهت نداد؟ اومدم ببینمت مگه بد کردم ؟ نه ولی میخوام بدونم. محمد مگه پیغامم و بهت نرسونده نه نرسونده چی هس؟ خوبه. خودش میگه به زودی دراز کشیدم وپتو رو کشیدم رو صورتم وگفتم پس میتونی بری من وهم که دیدی پتو رو از روم کشید میتونستم عصبانیتش رو. ازچشاش بخونم چیه حق ندارم استراحت کنم ؟ برو هر وقت که محمد حرف هام که بهت گفت تشریف بیار ببین باران داری از حدش میگذرونی مواظب باش تنبیه نشی اهان اونوقت قراره کی من و تنبیه کنه فاطمه و افسانه مامان باباشون قراره من و تنبیه کنن یدفعه در باز شد به به باران خانم فاطمه بود فکرکنم. قیافه رسول رو دید شکه شد برای همین رفت بیرون روکردم به سمت رسول و گفتم حالا میتونی بری بیرون من دیگه باشما کاری ندارم با این. حرفم بالاخره تنهام گذاشت. و فاطمه اومد داخل کپی ممنوع🚫 پ.ن محسن  از باران معذرت خواهی کرد پ.ن رسول به محسن سیلی زد😢
⭕️ شهادت دو مجاهد ارتشی در حمله دیشب اسرائیل 🗯 بیانیه ارتش جمهوری اسلامی: ▫️بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً ▫️ارتش جمهوری اسلامی ایران در راستای دفاع از حریم امنیت ایران زمین و جلوگیری از آسیب به ملت و منافع ایران دو تن از رزمندگان خود را در شب گذشته حین مقابله با پرتابه‌های رژیم جنایتکار صهیونیستی فدا نمود.
برای تبادل میتونید به این آیدی پیام بدید @z_lisa