#سهم من ازتو
#30
#باران
همیشه گوشیم و واسه اذان کوک که میکنم دیگه نمیخوابم و شروع میکنم به درس خوندن ولی ایندفعه با صدای اذن مسجد محله امون بیدارشدم بعد اینکه نمازم و هم خوندم خودم و یه صبحانه مهمون کردم و شروع کردم به درس خوندن انقدر گرم درس خوندن شدم نفهمیدم که ظهر شد بلند شدم و رفتم تو یخچال یکم میوه داشتیم اونارو برداشتم و شروع کردم به خوردن در همین عین خوردن بودم که پیش دستی رو همونجا گذاشتم و سریع حاضر شدم و رفتم بهشت زهرا توراه یه شیشه گلاب و چندتا شاخه گل خریدم ورفتم سرقبر مامان بابا یه شیشه اب هم باخودم برده بودم
وقتی رسیدم بالای قبر پاهام یه دفعه سست شدند فرو اومدم پایین بطری اب رو برداشتم و شروع کردم به تمیز کردن قبر گلاب هم ریختم و گل هارو خیلی قشنگ چیندم از کارم که دست کشیدم و شروع کردم به صحبت کردن
سلام خوبین ؟!چه خبر ؟! اون زیر سرد نیست گرم جاتون خوبه مامان بابا مگه یادتونه وقتی میخواست برام خواستگاری بیاد میگفتین دخترمون و به هیچکس نمیدیم میخوایم بندازیمش تو دبه ترشی ؟حالا داره واسه یکی یدونه اتون خواستگار میاد بابا کجایین نمیدونم این کارم درسته یانه ولی میدونید چیه. من دیگه میخوام ازپیش داداشام برم از وقتی که رفتید یابهم دروغ گفتن یا سیلی بهم زدند درصورتی که هیچکدومتون باهام اینجوری برخورد نکردید مامان بابا من دیگه میخوام از پیششون برم دیگه وقته رفتنه ای کاش پیشم بودید
#محمد
بعد اینکه کارهام وکردم بلند شدم رفتم بهشت زهرا خیلی وقت بود که ،نرفته بودم سرخاکشون وقتی رسیدم باران رو دیدم تابیام صداش کنم حرف هاش رو شنیدم باهر کلمه ایی که میگفت از خودم شرمنده شدم ترجیح دادم سکوت کنم و حرف هاش رو بشنوم وقتی خداحافظی که کرد سریع از اونجا دور شدم تا من. و نبینه. وقتی مطمئن شدم که رفت منم رفتم نشستم بالای قبر مامان بابا کلی حرف داشتم نمیدونم چرا بعد ار جمله ایی اشک هام سرازیر میشد
#محسن
خیلی خسته بودم امروز هم شیفت بودم رفتم نماز خونه یه گوشه پیدا کردم و رفتم دراز کشیدم داشتم به فردا فکر میکردم هنوز به افسانه هیچی نگفته بودم تصمیم گرفتم ببرمش بیرون تا ماجرا روبهش بگم برای همین بهش پیام دادم
سلام سرت خلوته بیام دنبالت باهم بریم بیرون؟
بعد پنج دقیقه جواب داد
سلام میشه بذاری واسه شب؟
باشه
ممنون
خواهش میکنم
پیام روبراش ارسال کردم و دراز که کشیدم نفهمیدم کی چشام گرم شد
#باران
پایین. بودم گوشیم و گذاشته بودم تو کابینت داشتم عربی میخوندم فردا اخرین امتحان ترم اول بود بهمون گفتن وقتی که امتحان ترم اولتون تموم شه بهتون یه چند روزی رو تعطیل میکنن. عربی رو زیر رو کردم یه چندتا سوال داشتم که صبر کردم محمد بیاد ازش بپرسم
از بس عربی رو زیر رو کردم ها حالم دیگه بهم میخوره ساعت رو که نگاه کردم ساعت8 بود چقدر درس خون شدم من نمیدونستم
کتاب رو دیگه پرت کردم اونور خودم و ولو کردم رو مبل همین که اوند تا چشام بسته شه عطیه اومد
به به باران خانم میبینم که داری عربی میخونی ؟
عطیه خانم انقدر تیکه ننداز الان پرتش کردم اونور
باشه تو راست میگی
محمد اومده
اره
شام کی حاضرمیشه حدود یک ساعت دیگه
باشه
بلندشدم کتاب عربیم و دفترم و خودکارم وبرداشتم شروع کردم بریم بالا؟
باشه
باهم رفتیم بالا دیدم محمد و ندیدم رو کردم به عطیه گفتم
کو پس؟😩
تواتاقشه
هان
هان
رفتم نزدیک اتاقش شدم و در زدم بفرمایید
با بفرمایید محمد وارد شدم و تیکه دادم به چهار چوب در و گفتم
سلام چندتا سوال عربی داشتم میشه کمکم کنی؟
نگاهم به میزش که خورد چندتاکاغذ جلوش بود فهیدم که سرش شلوغه براهمین گفتم
ولش میرم از دوستام میپرسم
برگشتم تابرم پایین صدام زد وگفت
وایسا باران
برگشتم و گفتم
بله
وسایلش رو جمع کرد و گفت
بیا ببینم خواهرکوچولوم کجای عربی رو اشکال داره
؟
اگه سرت شلوغه نمیخواد ها میرم از دوستام میپرسم خو. مزاحم کارهات نباشم ؟
نه نیستی بیا😉
باشه
رفتم کنارش نشستم بهش گفتم که وکجاهارو مشکل دارم اونم با صبر و حوصله بهم توضیح میداد انگار بابام داشت بهم توضیح میداد
کپی ممنوع🚫
پ.ن خواهر برادریشون☺
هدایت شده از ☫ اِفْــتِـخــ(◉‿◉)ــار
میخواهم تقديمي بدم.
به مناسبت روز دانشآموز.🥲
چنلهاتون رو برام بفرستین،
منم کانالتون رو
با یکیادوتا استیکر
(ازوایبیکهازکانالتونمیگیرم)
نشون میدهم.
ازشرایطیکهدلممیخواهدباشه: عضوبودنت😊
#فور
•°ازتـبـارحــاجــےزادہ:)°•
https://harfeto.timefriend.net/17263202355925 نبینم نظرکمه👀
وای نه نرییییی
+
کی قراره بره😐👀
•°ازتـبـارحــاجــےزادہ:)°•
https://harfeto.timefriend.net/17263202355925 نبینم نظرکمه👀
خواهرو برادریشون
+
اوهوم🥲
هدایت شده از ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
فقط دو نفر دیگه بیاد من پارت اول رو بدم🥺🥲
#فور
#فور_مرامی
•°ازتـبـارحــاجــےزادہ:)°•
https://harfeto.timefriend.net/17263202355925 نبینم نظرکمه👀
وا عطیه چرا اینجوری کرد گفتم حتما رابطشون خیلی خوب باشه عا راستی رمانتم که بی نظیر
+
🤣🤣
•°ازتـبـارحــاجــےزادہ:)°•
https://harfeto.timefriend.net/17263202355925 نبینم نظرکمه👀
من جای باران بودم شک میکردم که چرا انقدر محمد مهربون شده
+
🤣🤣
•°ازتـبـارحــاجــےزادہ:)°•
https://harfeto.timefriend.net/17263202355925 نبینم نظرکمه👀
رمانت عالیه ها
+
ممنون نظر لطفتونه🥲